که آژیر تفرقه را از دور می نوازند تا نسیم به ظاهر ملایم آن همه را درنوردد!

عبدالناصر نورزاد

چنگال خونین تیکه داران سیاسی، گلوی مقاومت را تا خفه شدن می فشارد.برنامه ها طوری عیار می شوند تا تیکه داران قومی و سیاسی که امتیاز و ثروت مادی و معنوی تاریخ را به یغما برده اند و صاحب هم چیز در بیست سال جمهوریت قلابی کرزی و غنی بودند، با وعده های چرب توسط حلقات استخباراتی، امید برای بازگشت به قدرت در موجودیت طالبان را دارند. خیال خامی که هنوز در سر دارند که حتی وزارت خانه ها را میان هم تقسیم می کنند و خیال بافی های شان، حد و حصری ندارد.

همه ی شان به خوبی می دانند که آن جوان رستگار، میراث دار مکتب مسعود ، با پیشینه ی درخشان و مبرا از گناهان کبیره سیاسی در تاریخ خون بار افغانستان، قدرت و کاریز ما دارد و موجودیت اش، زهری است در گلوی خائن های که عزت و شرف خود را لیلام کردند و برای لقمه نان روغنی، در قدوم دشمن تاریخی، خم شدند. هیچ کی، روی سفید ندارد. همه خجل درگاه سیاسی اربابان قدرت دوست و مکاری استند که بیست سال سرنوشت میلیون ها انسان را به معامله گرفتند. اگر احمد مسعود نتواند از این آزمون بزرگ تاریخی با تفریق دشمن و دوست، موفقانه عبور کند، سرنوشت سیاسی و نقش تاریخی خود را مختومه بداند. زمانی است که همه چنگال تیز را بر گلوی گره گاه های مقاومت فرو برده اند تا آن را خفه کرده و زمینه های معامله را برای فردای خود میسر سازند. احمد مسعود باید این آزمون تاریخی را با تصفیه حساب از همقطاران خود شروع کند. باید با جسارت اعلان کند که سرنوشت کشور و میلیون ها انسان، همانند چهل سال گذشته، با بازی های طفلانه تیکه داران قومی و سیاسی، به معامله ننگین گرفته می شود. باید فوری دست بکار شود و این مخمصه سیاسی را که در هزار توی دسایس و توطئه ها، پنهان مانده، یا به کلی محو کند و یاهم شجاعانه در برابرش، سنگر بگیرد. احمد مسعود که یگانه داعیه دار مقاومت ملی در برابر هیولای فاشیزم است، باید در عمل ثابت کند که مرد روز های دشوار است و قدرت تصمیم گیری مستقلانه و اقدامات جسورانه را دارد. وی دو راه بیش ندارد و پیش از آن که این فرصت از دست برود باید سری اقدام کند. این دو راه کدام ها اند؟

اول: باید عاجل در قالب اعلامیه ی، سیر تغییر طوفان تند حوادث را که محصول معامله گری های تیکه داران سیاسی است و هر لحظه در تلاش اند تا از آن بهره برداری کنند، به گونه واضح تفسیر کرده و مسیر خود را روشن سازد. تفریق کند کی دوست و یار روز های بد است و کی ها در پی انجام معامله ها و دسایس برای امتیاز گیری استند؟ باید مشخصا مسیر مقاومت را که به تنهایی کوله بار عدالت را بدوش می کشد، از دیگران معامله گر، جدا سازد. اگر توفیق چنین کاری را یابد، پیروزی از همین دقیقه نود، تضمین است. حال که نفس ها در گلو های عدالت طلب خفه شده اند، احمد مسعود نباید، سکوت کند و این سکوت و مهر زهر آلود را که آینده کشور و مردم و بلاخره مقاومت به آن تعلق دارد، بشکند. به طور عریان بگوید کی ها با ما استند و کی ها بر علیه ما؟

دوم: جبهه عدالت خواهان و مقاومت گران فکری در برابر هیولای طالبانیزم و همدستان تیکه دار شان “که دست رفاقت به سوی هر کسی دراز می کند تا ترحمی به آن ها شود و خیراتی نصیب شان شود”، باید سریعا فعال شود. در جنگ فکری و نفوذ نرم، پیشگامی یک امتیاز است و این امتیاز نصیب هرکی شد، برنده میدان است. هر کی با فکر طالبانی مشکلی دارد، در این جبهه، نا خود آگاه شامل است. جنگ تنها جنگ احمد مسعود نیست و باید همه مشترکا از این گذرگاه تاریخی و دشوار گذری که با دود بی اعتمادی پوشیده  شده است، با جسارت عبور کنیم. یاد ما باشد که اگر امروز غفلت کردیم، امیدی برای فردا نیست. اگر فردا نبود، امروز و دیروز نابود شده است. شمشیرتیز معامله گران و تیکه داران سیاسی، دقیقا همین زخم را مرتب، ضربه می زند تا آن التهابی شود و غیر قابل علاج باشد. کدام زخم؟ زخم بی اتفاقی و فضای یاس و نا امیدی. زخمی که دارد ناسور می شود و بحران بی اتفاقی و بی اعتمادی و بی ایمانی، عمدا فضا را به یک شکست فکری تلخ تاریخی، آماده می سازد. شکست تاریخی و نابودی یک ملت در آزمون تاریخ و در پیشگاه عدالت آن.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *