usman najib

روز سقوط کابل، درخانه اش یک غریبه مهمان بود

احتمال پیوستن علی زی با شبکه حقانی

 محمد عثمان نجیب

کرزی در روز سقوط کابل با همه رهبران ازجمله خلیلزاد تماس داشت.

او، طالب را تا دروازه های کابل بدرقه و تشویق کرده بود. اما در آخرین دقایق چه اتفاقی افتاده بود که می خواست به ارگ بر گردد؟

او با عبدالمحمد معاون پی پی اس پیوسته در تماس بود. او گفت که دروازه ارگ را بسته کرده کسی را نمانید که چیزی را بیرون کند. 

چرا او ابتکار را در دست گرفته بود؟

کرزی عملاً یکی از خوانین درانی قندهار است.

قوماندانان طالب مخالف شبکه حقانی از جمله قیوم ذاکر همان لحظه درمهمانخانه اش نشسته بود.

قیوم ذاکر پیامی آورده بود.

می گفت مه به شما أحوال می دهم. با من درتماس باشید. 

———-

جنرال هیبت‌الله علی‌زی، لوی درستیز ه روزه حکومت غنی

 حامد کرزی می‌خواست به کمک نظامیان به ارگ برود و قدرت را در دست گیرد

 اما او با این کار مخالفت کرد.

کرزی برای رهبری کشور «فرد مناسب» نیست.

وقتی حامد کرزی از فرار اشرف غنی خبر شد، به بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع حکومت وقت زنگ زد و گفت: 

«فکر نمی‌کنی باید به ارگ برویم؟

 گوشی آقای محمدی در بلندگو بود و کرزی می‌گفت: «یعنی مرا به ارگ ببرید. من رئیس جمهور خواهم شد.

منظورش این بوده که خلاء قدرت آمده و ت روشن شدن وضع او سرپرستی حکومت را بگیرد.

من سر به نشانه منفی تکان دادم:

 محمدی به کرزی گفت که همه به میدان هوایی کابل می‌روند.

محمدی به کرزی گفت: «من نیز به میدان می‌روم. شما هم آنجا بیایید تا در این باره بحث کنیم، زیرا برخی از رهبران دیگر نیز آنجا هستند.

 درفرودگاه، احمد مسعود هم درطیاره پاکستان نشسته بود که به اتفاق دیگران برود به اسلام آباد. اما او را پیلوت های مقاومت پائین کرده در هلیکوپتر نشانده پنجشیر بردند.

  احمد به بسم الله می گوید که درطیاره جا هست، بیایید برویم به پنجشیر در آن جا تصمیم می گیریم. 

بسم الله می گوید شما بروید من و جاهد می آییم!

وقتی طیاره به پنجشیر پروازکرد، این دو نفروارد هواپیمای ملکی شدند و طرف دوبی رفتند.  

میرزای کوسه نفرخاص بسم الله که به شکل مرموز به حیث مسوول امنیت خانه احمد مسعود تعیین شده بود

از صف جدا شده و همراه با معروف نام یک شریک دزدی های بسم الله محمدی که از پرواز دوبی مانده بودند، درکابل مخفی شده اند. دو تن از پسران بسم الله هم که از پرواز مانده بودند، مخفی شدند. 

علی زی: کرزی برای رهبری افغانستان مناسب نیست، زیرا او از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ شانس خود را داشت.

علی زی می خواهد پیام بدهد که شبکه حقانی نسبت به کرزی مناسب تر است. 

علی زی چطور در ده ماه ساکت بود؟ حالا که آمد آمد و فرستادن اراکین بالا مقام حکومتی غنی به کابل شروع شده،

می‌خواست یک «دولت نظامی منضبط» را موقتاً ایجاد کند؛ دولتی که به گفته او، پس از تثبیت وضعیت جای خود را به حکومت منتخب می‌داد.

نگفته که چرا چنین نه کرد؟

من می گویم: 

بسم الله در گریز بود و می گفت که مقابله با طالب امکان ندارد. 

با بسم الله یخن به یخن شد.

 بسم الله دریشی نظامی از تن کشید و با یک جوره چپلک به طرف میدان روان شد و تاج محمد جاهد بچه خوانده بی بی گل را هم طرف میدان هوایی برد.

: «همه این چیزها در ذهن من می‌چرخید. به همین دلیل از رئیس جمهور شدن کرزی جلوگیری کردم.»

او می‌افزاید: «به وزیر دفاع گفتم: نه! دیگر این اشتباه را تکرار نکن

وزیردفاع خودش قبض روح شده بود که به سرعت طرف میدان هوایی می رفت.  دل وجرأت این مسایل را نداشت. درمغزش چیزی ازین جنس افکار نبود. او به پول نقدی می اندیشید که در دفترش موجود بود.

جنرال پیتر واسلی، فرمانده ارشد نیروهای ویژه امریکایی و ناتو در افغانستان با طرح اعلام حکومت نظامی مخالفت کرد.

درست ترین سخن علی زی همین است. 

علی زی دوست دارد دوباره مذاکرات را با طالبان آغاز کند. او صفایی می دهد که برگردد. عنقریب همه آنانی که جمهوری را تحویل امارت تروریستی دادند همه بر می گردند.  بر می گردند که بین شورای انقره و طالبان اعتماد سازی کنند.

جنگ هندوکش ها همه محاسبه ها را اخلال کرده

 او می‌افزاید: «اگر مذاکره نتیجه ندهد، قطعاً جنگ داخلی رخ خواهد داد.

جنگ داخلی هم اکنون درجریان است. او خبر ها را نمی شنود؟ ساعت ها از بیکاری در لاگر، درصفحه سکرین موبایل خود مشغول است. از جنگ خبر ندارد؟

کرزی در آن روز با همه مسوولان حاضر در صحنه صحبت کرده بود.

به گزارش افسرحاضر دروزارت دفاع ملی، بعد از فرار ناگهانی اشرف غنی، طالبان درآستانۀ ورود به پایتخت بودند؛ مشاجرۀ سختی بین چهار جنرال و استرجنرال در ساختمان وزارت دفاع درجریان بود. این چهارنفر عبارت بودند از: 

استرجنرال بسم الله محمدی

دگرجنرال علی زی لوی درستیز

دگر جنرال سمیع سادات

دگر جنرال تاج محمد جاهد و شماری از میانه پایه های وزارت.

افسروزارت دفاع: دگرجنرال سمیع سادات به این نظر بود که دربرابر دشمن از هرگونه ظرفیت عملیاتی و تجهیزاتی بهره مند هستیم و باید از پایتخت دفاع کنیم.

بسم الله محمدی وزیردفاع چنین جواب می داد: گپ از گپ تیر است؛ دفاع مشکلی را حل نمی کند… بهتراست صحنه را ترک کنیم!

دگرجنرال علی زی تابع نظرقاطعانۀ سمیع سادات بود و می گفت: نباید بگذاریم مردم کابل به چنگ دشمن بیفتند. ما می توانیم بجنگیم.

دگرجنرال تاج محمد جاهد بچه خواندۀ رولا غنی پرت وپلا هایی می گفت که سرجمع گپ هایش، تکرارخزعبلات  بسم الله بود. او با صورت سفید شده پا به پا می کرد که زود تر از آن جا خارج شوند.

سرانجام مباحثه به مناقشه تبدیل می شود. سمیع سادات به جنرال پشقل با خشم وعتاب می گوید که تو چطور مردم را رها کرده جانت را می کشی درحالی که تجهیزات کلیدی دراختیار ماست و ما دشمن را بارها تارومار کرده ایم. رنگ از صورت بسم الله پریده بود و طرف پسرش عنایت پیوسته نگاه می کرد. 

وقتی درمخابره صدا شد که طالبان داخل شدند، جنرال سمیع سادات با غضب به سوی جنرال پشقل حمله ورشد و با دستان خودش فرم و نشان عسکری را از روی شانه هایش کند و سیلی سختی به صورت جنرال پشقل کوبید. جنرال علی زی مداخله کرده و خلاصه آخرین مجلس نظامیان بدین شکل برهم خورده و جنرال پشقل، به سرعت لباس عوض می کند و حتی با چپلک به طرف میدان هوایی می دود و جاهد به دنبالش!

جنرال سمیع و علی زی درنهایت سرخورده گی راهی برای خروج می یابند و صحنه را ترک می گویند.

افسرراوی درپایان چنین می گوید: بسم الله و جاهد به سرعت داخل هواپیمای امارات شدند، اما تا پسرش عنایت با سه بکس پر از اسکناس های افغانی خودش را به میدان هوایی برساند، با ممانعت دسته جات تازه رسیدۀ طالبان مواجه شده و او را ایستاده می کنند. وقتی بکس های پول را می بینند به او می گویند که این ها را کجا می بری؟

با مشت ولگد به جانش می افتند؛

 اما نمی فهمند که او پسروزیردفاع مملکت بوده 

که در واپسین دقایق فرار، به اشارۀ پدرش باقی ماندۀ پول های اپراتیفی وزارت دفاع را صاحب شده

 و با خودش حمل می کرد که به پدرش خود را برساند. طالبان بکس های پول را می گیرند و او را با مشت و لگد از خود می رانند. 

دو ساعت بعد، بسم الله و جاهد به فرودگاه دوبی از طیاره پیاده می شوند!

برمی گردیم به ادعای عصمت الله علی زی:

تلفن کرزی – عبدالقیوم ذاکر درخانه کرزی بوده درآن لحظه – چی می کرده؟

قیوم ذاکر از فرماندهان نزدیک به سپاه قدس ایران در غرب است. شبکه حقانی او را از صلاحیت انداخته. خانه اش مدتی پیش تلاشی شد. 

او درآن ساعاتی که غنی گریخت در خانه کرزی چی می کرد؟

کرزی به اشاره ایران و انتقال پیام به وسیله قیوم ذاکر حاضر شده بود که قدرت را در دست گیرد.

شبکه حقانی ازین موضوع آگاه است.

اما از غنی تا معاونش، جنرال های پروتوکولی و بسم الله محمدی و علی زی همه گریخته بودند.

حالا فهمیده می شود که شبکه حقانی چرا به کرزی اجازه خروج نمیدهد. 

علی زی به خاطری شاید با کرزی مخالفت کرده باشد که خود وزیر دفاع در گریز بود و زود تر از علی زی گریخت.

علی زی قصد دارد به کابل بر گردد.

مصاحبه اش به خاطر همین مساله و داغدار کردن بیشتر موقف کرزی است. بین او و شبکه حقانی از چندی به این سو پیام هایی مبادله شده است.

پاکستان و انگلیس به اشاره امریکا اجازه نمی دهند که کرزی مثل عبدالله از نظارت خانه خارج شود.

کرزی، همین اکنون در نظرروسیه و ایران و هند، بدیل شبکه حقانی است. خاصتا درشرایطی که جبهه جنگ در هندوکش ها، کش و فش تبلیغاتی فتوحات طالبان را همراه با قطعات انتحاری شان بی اعتبار کرده است. 

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.