زوالِ ما از کجا آغاز شد؟

تاریخ را دوباره تعریف کنیم چون به آن تعریف غلط داده بودند.

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

‌به عقیده‌ی این قلم هر یک از اربابانِ و دجالانِ دی‌روزِ قدرت و انحصارِ حاکمیت و اقتصاد و سیاست بدونِ نظرداشتِ حسِ تعلقِ زبانی و قومی و تباری خیانت‌کار تر از کرزی و غنی و عبدالله و مسلمیار و‌ گلب‌الدین اند.‌ آن خاین ها، وطن فروش و متعهدین سازمان های جاسوسی تحتِ ریاستِ غیرِ رسمی زلمی ذلیل‌زاد و حمایتِ امپریالیسم اهداف خود و مراجع جاسوسی جهان را پیاده می‌کردند و با

استفاده‌ی سوء از قدرتِ شان فقط به تبارگرایی پرداختند. افرادِ بی سواد، بی هویت، بی سابقه‌ در امور داشتند و مردمانِ قاقدِ اخلاقِ اجتماعی و ناکار از قوم و‌ تبارِ شان در هر گوشه‌یی گماشتند تا سببِ تقویتِ اقتدارِ تک تباری در افغانستان شوند. در مقابل همه کسانی که به اقوام دیگر ساکن در افغانستان ربطی داشتند و‌ خود را مدافعانِ حقوق ملیت های شان اعلام می‌کردند، در حقیقت خیانت کاران و جنایت کارانی بودند که رشد پشتونیزم سیاسی، نظامی، اقتصادی، تباری و ارزی و ارضی و کادری را اجازه دادند تا خودِ شان هم سهمی از من در آوردی های شان در چور و چپاول و غارت دارایی های عامه داشته باشند. و سر انجام هم چنان شد که دیدیم. نگاره‌ی تازه از کارکنانِ سفارت افغانستان در واشنگتن توسط محترم همایون غازی‌زاده به اختیار من قرار گرفته که به شمول محب نواسه‌ی ناخلفِ مولوی، تعدادی از کارمندان سفارت را نشان می‌دهد. بی‌گمان پیش زمینه های حضور هر کدام شان را که واکاوای کنی سر های شان از جیب و شلوارِ یک مقام خاینِ رژیم های سابق تحتِ مدیریت کرزی و غنی آن خاینانِ ملی می‌برآید. به عنوان نمونه آقای مجید قرار را شاید کسی بشناسد. ایشان را در گذشته ها هم ببینید که چه و چی‌کاره بودند و بعد هم دپلومات شدن او در سفارت افغانستان را ببینید.‌ امتحانی هم از لیاقت او بگیرید و گذشته‌ی اخلاقی،‌ سیاسی،‌ تعلیمی و تحصیلی او را بیابید چند تا هم‌سالِ او جوان هایی در خودِ قومِ شریف پشتون و‌ سایر اقوام جست‌و‌جو کنید تا بدانید که هزاران تن مستحق تر از او برای احرازِ مقام سیاسی دپلوماتیک داشته و‌ دارند. اما در بی‌ ارتباطی با غنی ‌‌کرزی دزدانِ وطن فروش و نود فیصد کلان نما های اقوام دیگر نه توانسته اند به جایی برسند. لعنت بر شما کرزی و غنی ‌و عبدالله و امرالله و ‌دانش و محقق و خلیلی و قانونی و عطا ‌و مسلمیار و اصولی و ظاهر قدیر و لالۍ حمیدزی و برادران کرزی و زاخیل وال و حکمتیار و سیاف و انور اوریاخیل، کوفی، شکریه، میرداد، اقبالِ صافی و صد ها دزد و رهزنِ دیگر‌ که حقوقِ ملت را زیر پا کردید ‌و سر انجام هم یک‌جا با وطن به پاکستان تسلیمِ شان کردید. آنان در زیرِ ظلمتِ شلاق ‌و چکمه‌های سُتُورانِ آدم نما و‌ در اثرِ مرمی طالب جان می‌سپارند و شما ها باز هم ادعای اعلام موجودیت می‌کنید. که بودید؟ چه و چی کردید؟ حالا که بی شرمانه نعره‌ی حضور سر

می‌دهید باز هم خیال سوار شدن به شانه های مردمی دارید که از هیچ نوع ظلم و تعدی علیه آنان دریغ نه‌ کردید. دروازه های دفاتر و منازل تان را به روی ملت بستید، حرام زاده و حلال زاده هایی را به نام فرزندانِ تان و خواهرزاده و برادر زاده های تان به جان مردم انداختید. ملکیت های ملت را غصب کردید و مجالِ آرامش آنان را گرفتید. در نتیجه‌ی خیانت های شما بود که اینک انسانِ سرزمین ما پریشان و‌ سرگردان و اسیر دستان نادان هایی اند که در نتیجه‌ی بیست سال خیانت و عشرت تان صاحب حاکمیت شدند. گروه متحجر،‌ به شدت تبارگرا و در تبارگرایی به شدت قوم گرا و در قوم گرایی هم به شدت منطقه و محله گرا را مجال جولان و کشتارِ ملت دادید تا فاجعه‌ی بیست سال خشن‌تر از گذشته تکرار شود. لازم است تعریفِ تاریخ را تغییر بدهیم و بگوئیم‌ جهانِ استبداد و سرمایه و دجالان خاین به افغانستان از خودِ افغانستان برای اولین بار توانستند تاریخ را به عقب برگردانند و دیگر تعریف تاریخ به عقب بر نه می‌گردد جا افتاده‌گی برای تاریخ نه دارد. به خصوص که به روایتی، قانونی وطن‌فروش گفته نامِ کثیفِ او را در جدولِ نکاح‌نامه‌ی اتمر و استانکزی فاش نکنند. پیش خدا چه جواب می‌دهی؟ آقای قانونی. آن‌جا که همه چیز نزدِ خودش فاش است و می‌داند که تو چه جفایی به این ملت و به سه رهبرت استاد ربانی، مسعود و مارشال فهیم کردی تا جایش را گرفتی.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *