سیدرحمان موسوی

در سال 1897، ویلیام راندولف هرست، نجیب زاده روزنامه آمریکایی، فردریک رمینگتون تصویرگر را برای پوشش خبری جنگ استقلال کوبا فرستاد. هنگامی که رمینگتون گفت «جنگی در کار نخواهد بود»، هرست پاسخ داد: «شما عکس‌ها را تهیه می‌کنید و من جنگ را تجهیز می‌کنم». این یک داستان قدیمی اما با روشی شناخته شده است: ثروت قدرت می بخشد و قدرت میل به قدرت بیشتر را ایجاد می کند. نتیجه اینکه:‌ کسی که وسایل ارتباط جمعی را کنترل می‌کند، نحوه ساخت و انتقال واقعیت را کنترل می‌کند. گرچه وسایل ارتباط جمعی از زمان هرست تغییر کرده، اما رفتار پلوتوکرات ها تغییر نکرده است. 

ایلان ماسک که از توییتر برای تبلیغ کسب‌وکار خود کاملاً مؤثر استفاده کرده است، متوجه می‌شود که این پلتفرم تأثیر قابل‌توجهی در زندگی عمومی معاصر دارد. ماسک در ۲۶ مارس ۲۰۲۲ در توییتی نوشت: «با توجه به اینکه توییتر به‌عنوان میدان عمومی شهر عمل می‌کند»، «عدم پایبندی به اصول آزادی بیان اساساً دموکراسی را تضعیف می‌کند». 

در تصمیم گیری برای خرید شرکت، او یک هفته یا بیشتر توضیح داد: «اصلاً به مسائل اقتصادی اهمیت نمی دهم… حس قوی و شهودی من [این است] که داشتن یک پلتفرم عمومی که حداکثر مورد اعتماد و فراگیر باشد، بسیار مهم است. به آینده تمدن.» و بنابراین، ماسک که خود را «مطلق‌گرای آزادی بیان» می داند، ادعا می‌کند که با تغییر سیاست‌های توییتر برای منع سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا و مارجوری تیلور گرین، نماینده آمریکا از استفاده از این پلت‌فرم برای تبلیغ دروغ‌های قابل اثبات، فضای عمومی جامعه را نجات می‌دهد. 

فراخوان ماسک برای آزادی مطلق بیان ممکن است در انتزاع به اندازه کافی ساده به نظر برسد، اما پیامدهای آن نگران کننده است. برای مثال، درک ماسک از آزادی بیان، دفاع الکس جونز نظریه‌پرداز توطئه را از دروغ‌های بی‌پروا و آزاردهنده‌اش، از جمله ادعای ظالمانه‌اش مبنی بر قتل‌عام مدرسه نیوتاون در سال ۲۰۱۲، که در آن یک مرد مسلح، ۲۶ نفر را به قتل رساند، تأیید می‌کند (۲۰ نفر از آنها ۶ و ۷ ساله بودند). یک دادگاه کانکتیکات به تازگی این دیدگاه را رد کرده و به جونز دستور داده است که نزدیک به یک میلیارد دلار به خانواده‌های قربانیان نیوتاون بپردازد. 

به نظرم دادگاه حق دارد و هیچ نوع آزادی – چه در بیان و چه در عمل – مطلق نیست. برعکس، آزادی معنادار مستلزم قوانین اساسی برای محدود کردن سوء استفاده هایی است که در غیر این صورت آن را به یک حرف مرده تبدیل می کند. به همین دلیل است که ما قوانینی علیه تقلب در بازار کالاها و خدمات داریم. بدون چنین محدودیت‌هایی، ادعاهای نادرست و فریبنده افزایش می‌یابد و سطوحی از بی‌اعتمادی را دامن می‌زند که ناگزیر باعث شکست بازار می‌شود. همین امر در مورد بازار نظرات و ایده ها نیز صدق می کند. 

آزادی بیان مجوزی برای انتشار عمدی یا بی پروا بیانیه هایی نیست که به دیگران آسیب برساند یا حقوق مالکیت آنها را به خطر بیندازد. به همین دلیل است که ما قوانینی علیه افترا و تحمیل عمدی ناراحتی عاطفی داریم؛ همانطور که پرونده الکس جونز نشان می دهد. همچنین به همین دلیل است که ما قوانینی داریم که تحریک به خشونت قریب الوقوع، شهادت دروغ و دروغگویی به مقامات فعالیت مجرمانه و ممنوع است. برخی محدودیت‌ها در گفتار نیز برای محافظت از انتخابات آزاد و منصفانه ضروری تلقی شده‌اند. برای مثال، قوانینی در بسیاری از ایالت‌های ایالات متحده وجود دارد که انتشار عمدی اطلاعات نادرست در مورد مکان‌های رای‌گیری، زمان‌های رای‌گیری، صحت رای‌گیری یا دستورالعمل‌های رای‌گیری را ممنوع می‌کند و همچنین نمی‌توانید ادعاهای نادرست اثبات ‌نشده‌ای درباره وضعیت خود به‌عنوان یک مقام متصدی یا در مورد کمپین خود داشته باشید. همانطور که پیگرد کیفری شرکت کنندگان و اوباشی که به دنبال جلوگیری از انتقال مسالمت آمیز قدرت در ساختمان کنگره ایالات متحده در 6 ژانویه 2021 بودند، آشکار می شود. 

آزادی داشتن در دیدگاه های سیاسی، حق شورش خشونت آمیز را اعطا نمی کند. حتی با وجود سیاست‌های فعلی تعدیل محتوا، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مملو از اطلاعات نادرست هستند که اعتماد عمومی را از بین می‌برد و کارکرد اساسی گفتمان سیاسی آزاد و آگاهانه را تضعیف می‌کند. چنین تاکتیک‌های خرابکارانه‌ای که برای از بین بردن بازار عقاید و ایده‌ها طراحی شده‌اند در واقع «اقدامات ضد گفتاری» هستند و تنها هدف آنها تحقیر گفتمان سیاسی است. 

ایلان ماسک قبلاً پیش نمایشی از تغییراتی که ممکن است در توییتر ایجاد کند ارائه کرده است. آنچه با بازگرداندن حساب ترامپ شروع می‌شود و به او اجازه می‌دهد تا دروغ‌های قابل اثبات‌تری درباره تقلب در انتخابات و مخالفان سیاسی‌اش منتشر کند، ممکن است به طور گسترده‌تر متضمن تشدید بیشتر استانداردهای توییتر باشد. 

ادعای ماسک مبنی بر اینکه میدان عمومی جامعه را نجات خواهد داد اساساً جعلی است. او با اجازه دادن به آن توسط اطلاعات نادرست سمی، از جمله جعلیات عمیق، تبلیغات بیهوده، دعوت به خشونت، دشنام و.. به فروپاشی آن دامن می زند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *