طالبان زیر نام داعش، هسته مقاومت را سرکوب می کنند

عبدالناصر نورزاد

ریاست عمومی استخبارات طالبان گفته است که این ریاست یک عضو فعال داعش را بازداشت کرده که می‌خواست با جلیقه‌ انتحاری به یک مسجد اهل تشیع در کابل حمله کند. این اولین بار نیست که طالبان زیر نام داعش، افسران حکومت پیشین، چهره های ضد طالبانی و هسته های مقاومت را بازداشت و برچسپ داعش را بر آن می زنند. در گذشته نیز، افسران حکومت پیشین، بر علاوۀ برچسپ داعش، زیر نام دزد، اخلال گر نظم، آدم ربا، بازداشت و حتی در مواردی، کشته شده و جسد آنها در ملای عام به نمایش گذاشته شده است. طالبان با این کار در واقع در تلاش ایجاد رعب و وحشت در دل مردم، سرکوب رقبای داخلی خود زیر نام داعش و ایجاد راه های تفاهم با کشور های همسایه، منطقه و جهان استند. اما اینکه این گروه با چنین ترفند استخباراتی و با چنین ظرافت و دقت بینی در پی چه است،  شک و تردید های را بوجود آورده است. اگر دقت کنیم با توجه با عملکرد طالبان در نحوه خاص مدیریت این چنینی بحران، تردید های را بر می انگیزد که نباید از آن اغماض کرد و از آن بدون توجه گذشت. در این مورد دو شک و شبهه وجود دارد که قابل بحث است:

اول: داعشی در افغانستان وجود ندارد. آنچه است زیر نام داعش بهره برداری از منابع اطلاعاتی، پولی و سیاسی است که هم نظام پیشین و هم  رژیم طالبان از آن استفاده تبلیغاتی کرده و آن را به عنوان یک هیولای بزرگ نشان می دهند. داعش در اصل خود طالب است. وجه اشتراک فکری و ایدیولوژیکی میان طالبان و داعشیان بسیار، ولی تمایز عملکردی بسیار ضعیف تر است.  طالبان می خواهند با این ترفند استخباراتی، توجه عام مردم را از نوع حکومت فاشیستی و مستبد، شان منحرف سازند و هم می خواهند به دنیا نشان دهند که در مبارزه بر ضد داعش جدی استند. طالبان با این روی کرد نه تنها، منافع اقتصادی و سیاسی را نصیب می شوند، بل زیر نام مبارزه با داعش، رقبای داخلی خود را محو کرده و خطر ناشی از آن ها را کم می سازند. داعش در ابتدای ظهور خود در شرق افغانستان، یک پروژه منفعت آور بود. داعش در افغانستان، نام دوم طالبان و سایر گروه های هم پیمان آن بود که هم دولت پیشین و هم طالبان از نام آن، سود بیشتری برده اند.

دوم: اکثر عملیات های طالبان زیر نام مبارزه بر ضد داعش، در مناطق شمال کابل اتفاق می افتد. طالبان با تشخیص و شناسایی مناطق عمدتا تاجیک نشین و با تفکر ضد طالبانی، عمدتا این مناطق را هدف گرفته و کماکان آن را سرکوب می کنند. مناطق شمال کابل مانند منطقه 315، پروژه جدید، خواجه بغرای جدید ویاهمان گارد سابق، حصه های اول، دوم و سوم خیرخانه، کارته پروان، چهارقلعه وزیر آباد، مناطق همجوار میدان هوایی کابل و خواجه بغرا  و مناطق تایمنی، تلاش میکنند تا هسته های مقاومت را زیرنام داعش سرکوب کنند. داعشی در این مناطق با تفکر ضد طالبانی، وجود ندارد. اگر وجود دارد هسته های استخباراتی طالبان است که برای اهداف خاصی طراحی می شوند. طالبان با ایجاد روپوش و برچسپ حلقه های تخریب گر، تلاش میکنند، امکان هرگونه مقاومت بر ضد خود را منتفی سازند و فرصت بیشتر بقا کمایی کنند. در ضمن، این گروه، با طراحی چنین حوادثی به یک نحو بسط‌ و گسترش و واقعی جلوه دادن وحشت و خشونت را توسط وجود خارجی داعش، برجسته می‌سازد، استند. به هر میزانی که مرز وحشت گسترده تر، جدی تر و واقعی تر شود، نظم طالبانی قوام بیشتر می یابد. طالبان با وجود وحشت، ترور، ترس و کشتن پیوند ناگسستنی دارد و این باعث می شود، نام طالب زنده بماند و دلیلی شود برای بقای آن. از سوی دیگر، سود فراوان  از نام داعش و تهدید خیالی ناشی از وجود آن، سه سناریوی بزرگ را در ذهن هر انسان جستجو گر، زنده می کند:

اول: جریان اصلی داعش چه است؟ چگونه ظهور کرد؟ چطور به افغانستان آمد و چطور به سازماندهی خود پرداخت و قدرت مانور عملیاتی پیدا کرد؟

دوم: داعش چگونه توانست با وجود گروه های تندرو و تروریستی در افغانستان، به سرباز گیری بپردازد و بتواند توان نظامی و تعداد سربازان جنگی خود را افزایش دهد؟

سوم:برای هر جریان سیاسی و نظامی، وجوه اقتصادی و بنیاد های مالی امر اساسی جهت استمرار و بقای آن است. پس به این حساب داعش چطور توانست این توان مالی را پیدا کند و به عملیات های تروریستی و تخریبی ادامه دهد؟

اگر مجموع این دلایل را پهلوی هم قرار دهیم، نتیجه و بر آمد آن، نشان از یک بازی استخباراتی خونبار و به هدف انتقام از دشمنان طالب است که با داشتن ریشه های تاریخی تفکر ضد طالبانی، همواره در صدد انتقام از طالبان بوده اند و طالب این را به خوبی درک میکند و به اساس آن، به بزرگ نمایی تهدید داعش می پردازد تا زیر نام آن، دشمنان و حریفان خود را سرکوب کند.

طالب با ایجاد فرصت های امنیتی ناشی از تهدید های ساخته شده ای امنیتی، تلاش می کند تا وضعیتی را بوجود بیاورد تا هم در سطح داخلی به سرکوب هرگونه صدای مخالفت از جانب مخالفان خودش بپردازد و هم در سطح بیرونی برای دنیا نشان دهد که طالب دیگر  تهدیدی نیست و تهدید واقعی را داعش بوجود آورده و دنیا همانند طالبان باید به کمک طالبان شتافته و داعش را سرکوب کنند. فرصتی را هم که این وضعیت ممکن برای طالب ایجاد کرده باشد، بحث و بهانه‌ها و ورژن‌های جدیدی از گروه‌های رادیکال چون داعش و غیره است که گویا طالب هم به هدف خود دست پیدا می‌کند و هم به‌صورت مستقیم مسوولیت آن بر دوش گروه دیگری به نام داعش بیندازد و به همین ‌خاطر ممکن طالب از هر دو جهت استفاده‌های خود را داشته باشند و استفاده‌های خود را بکنند. طالب با داعش هیچ تفاوتی ندارد و هردو، با یک دیدگاه در صدد ایجاد حاکمیت اختناق و استبداد زیرنام دین در داخل افغانستان و ایجاد مزاحمت های امنیتی و سیاسی در منطقه استند. مغز متفکر و سناریو نویس این بازی ها هر کی است، خیلی سنجیده شده و با هدف خیلی استراتیژیک به این روال ادامه میدهد. طالب، فعلا توان این را دارد تا جز مهم این بازی باشد و نقش مهمی را جهت بقای خودش بازی کند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.