تاثیرپذیری زبان فارسی چقدر است؟

محمد صادق امینی

زبان اسپانیولی، یکی از شش زبان پرمخاطب جهان است. بیش از ۳۵۰ میلیون نفر، زبان اول شان اسپانیولی است. علاوه بر کشور اسپانیا و نوزده ملت در آمریکای لاتین، حتی جوامعی در کانادا، مراکش و فیلیپین نیز اسپانیولی سخن می گویند. لذا، رویکرد به این حوزه فرهنگی و زبانی و دانستن در باره بایسته ها و نبایسته های ترجمه آثار فارسی و عربی به زبان اسپانیولی اهمیت دارد.

در این باره، به چند مؤلفه اساسی باید توجه کرد که راهنمای اقدام در این زمینه است. یک: شناخت تاریخ اسلام در اسپانیا (همزیستی هشتصد ساله مسلمانان و مسیحیان و آندلس که پلی بود میان شرق و غرب) و تاثیر فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی بر ادبیات اسپانیولی. در این زمینه کتاب دکتر مریم حق روستا [تاثیر ادبیات فارسی بر ادبیات اسپانیایی زبان، انتشارات علمی فرهنگی ۱۳۹۲] آگاهی های لازم را به علاقمندان و تصمیم سازان عرصه روابط فرهنگی و ترجمه و نشر بین الملل می بخشد. در این کتاب، این تاثیرات را تا دوره معاصر رونمایی کرده است. بدون دانستن این تاریخ و این تاثیر فارسی در اسپانیولی، نمی توان تصمیم های بایسته ای را در ترجمه زین سو اتخاذ کرد، چرا که با شناخت تشابهات این دو ادبیات است که می توان از راهبرد و برنامه در دیپلماسی ترجمه سخن گفت [سخن از ایران است و اسپانیا با ویژگی های شرقی اش]. این تاثیرات از دوره قرون وسطا گرفته تا دوره روشنگری اسپانیا و قرن نوزدهم و عصر حاضر در آثار فیلسوفان و دانشمندان و محققان اسپانیایی جای مطالعه دارد، به طوری که نویسندگان اسپانیایی خود بدان اذعان کرده اند و در ادبیات آمریکای لاتین هم قابل بررسی است.

شایان ذکر است، برای مطالعه بررسی های کارشناسی در این خصوص، نخست به جست و جوی گزارش دو نشست تخصصی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دانشکده زبان های خارجی دانشگاه تهران در سال ۱۳۹۰ درباره زبان و فرهنگ اسپانیولی با حضور اساتید زبان اسپانیولی و دیپلمات های سابق وزارت امور خارجه که در اسپانیا و برخی کشورهای آمریکای لاتین در کار دیپلماسی فرهنگی و سیاسی فعال بوده اند، پرداختم، اما جز چند نکته فهرست وار درباره مسائل و آسیب های فعالیت در این حوزه، مطالب تفصیلی به دست نیامد، لذا، نگارنده برای این نوشتار کوشید علاوه بر آن فهرست واره، از لابه لای یکی دو نشریه که نظرات کارشناسان در آنها درج شده بود، مطالب خود را مستند کند و با  افزودن آگاهی های اجمالی خود، به بررسی هرچند ناقص و نارسا در این زمینه بپردازد.

 ترجمه آثار اسپانیولی به فارسی و ترجمه زین سو [معکوس]

جامعه فرهنگی – ادبی ایران از راه ترجمه، با ادبیات اسپانیا و کشورهای آمریکای لاتین کم و بیش آشناست، کیست که دن کیشوت اثر میگل دو سروانتس که اولین رمان مدرن دنیا می نامندش را نشناسد که به زبان اسپانیولی نوشته شده و فدریکو گارسیا لورکا، شاعری که در جامعه ادبی ما پرآوازه است. ترجمه آثار نویسنده نامدار کلمبیایی گابریل گارسیا مارکز بیش از هر نویسنده دیگری در ایران شهرت دارد و از جمله است لوئیس بورخس. گاه چند ترجمه از بعضی از این آثار، از اقبال جامعه ایران به آثار مطرح روز دنیا نشان دارد. چه بسا بسیاری از کتاب های نویسندگان اسپانیا و آمریکای لاتین به دلیل کمبود مترجمان توانا به زبان اسپانیولی از زبان واسطه یعنی انگلیسی و زبان های دیگر به فارسی ترجمه شده اند. بنابراین، کارگزاران جریان ترجمه و نشر زین سو نمی توانند بدون شناخت از ادبیات جوامع اسپانیولی زبان دست به گزینش اثر برای ترجمه بزنند. اینکه چه گونه هایی از ادبیات فارسی و معارف اسلامی و علوم انسانی ایرانی اسلامی زمینه گسترش در آن جوامع را دارند، نیاز به بررسی های علمی و کارشناسانه دقیق دارد. در این مجال تنها می توان اشاره کرد که روند فعالیت های ترجمه زین سو تاکنون چنان نبوده است که بتوان گفت آثار ایرانی در کشورهای مقصد جایگاهی یافته همانند جایگاه آثار مثلا مارکز و یا کتاب معروف دون کیشوت در ایران. البته از تاثیر مولانا، سعدی و خیام و حافظ و فردوسی در ذهن و زبان ادیبان اسپانیولی زبان می توان گفت و شواهدی وجود دارد که محققان بدان پرداخته اند، اما رویکرد به ادبیات معاصر چنان نیست که قابل توصیف باشد. چه کسی است که نداند و نشناسد غنای آثار معاصر ایرانی را و در سوی دیگر خلاء های موجود در ترجمه به اسپانیولی را! 

 نکاتی از نظر نیازسنجی، آسیب شناسی و کاربردی

برای سیاستگذاری و پیشبرد در امر ترجمه و نشر در کشورهای اسپانیولی زبان، درک صحیحی از نیازها و ذائقه های فرهنگی لازم است.

با هم اندیشی های علمی، می توان به شناخت ذائقه های فرهنگی مخاطبان در سطوح مختلف، جریان های معاصر در  زمینه ترجمه و  نشر معارف اسلامی و علوم انسانی در کشورهای اسپانیولی زبان، راه های ارتباط با مراکز و موسسه های انتشاراتی در زمینه معارف اسلامی و علوم انسانی، آثار مناسب معارف اسلامی و علوم انسانی، ظرفیت ها با توجه به معیارهای اصلی برای ترجمه و نشر و ایجاد ارتباط با مترجمان اسپانیولی زبان در زمینه معارف اسلامی و علوم انسانی، رسید.

در این باره، به  این مقدمه لازم باید اشاره کرد که در ایران اسلامی، فضای روابط بین المللی وجایگاه ایران در تعاملات بین المللی در آمریکای لاتین به قدر لازم پرداخته شده است و دولت جمهوری اسلامی ایران بر اهمیت فضای بین المللی کنونی و بعضی از مناسبات بین المللی درتضاد با ایران، بر روابط با کشورهای آمریکای لاتین تاکید می کند، اما این تاکیدات یک سوی قضیه است و سوی دیگر آن اجرای سیاست ها و برنامه ها به وسیله سازمان های متولی فعالیت در خارج از کشور است. در ابعاد فرهنگی بین المللی تا آنجایی که نگارنده می داند، عموما  کم کاری ها به دلیل کمبود امکانات و تنگناهای مالی، توجیه می شود! در حالی که هماره بر کارِ کارشناسی و سرمایه گذاری در امر ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی درآمریکای لاتین تاکید شده است. این تاکید در نشست های پیش گفته (در اشاره این یادداشت که گزارش تفصیلی آن به دست نیامد!) هم تکرار شده است و راه حل هایی برای ارائه ترجمه هایی فارغ از هر گونه فرقه‌گرایی و مسائل امنیتی و با هدف شناسی دقیق با توجه به اقلیم های فرهنگی و شبکه‌های ارتباطی مختلف، مخاطب شناسی و تفکیک سطح عمومی ادبیات عامه با سطوح تخصصی آکادمیک، موضوع شناسی با نگاهی ایجابی و نه صرفا سلبی و تلاش برای پاسخ‌گویی به شبهات و اولویت بخشی به نشر قرآن و معارف نبوی و ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر، استعدادشناسی و شناخت مترجمان برجسته و تنظیم یک بانک اطلاعاتی منسجم با توجه به استعدادهای مترجمان برای استفاده بهتر، روش شناسی با توجه به اهمیت فضای مجازی و توزیع و چاپ کتاب های الکترونیکی و همچنین آینده شناسی روشن و متناسب با داده اتاق‌های فکر در حوزه‌ آمریکای لاتین.

در این ارتباط نظر دو تن از کارشناسان مسلمان و فعال فرهنگی آرژانتینی را شاهدی بر وجود ضعف های عملکردی می آوریم: ۱- هر چند اتفاقاتی در بعضی مواضع در موضوعات اسلام شناسی و ایران شناسی افتاده است، اما حوزه نشر بین الملل هنوز جامعیت لازم را ندارد و از این جهت در باب ترجمه باید دقت بیشتری داشته باشیم و آن را توسعه دهیم. مساله دیگر که مشکل جدی دارد توزیع کتاب است. هنوز خانه نشری که بتواند در سطح بین الملل کار کرده و کتاب ها را منتشر و توزیع کند نداریم و معیارهای اتخاذ شده در کتاب ها با معیارهای بین الملل تا حدی تفاوت دارد. و باید در نظر داشت که محیط دانشگاه ها در آمریکای لاتین برای فعالیت باز و فراهم است، چونکه با جوانان و نخبگان سروکار دارد و مؤثر است و اهتمام به آن نیز از الزامات فعالیت است. پس جای کار زیاد دارد و خصوصا باید از استعدادها و توان بومی ها در تولید محتوا و قالب استفاده کرد. در امر ترجمه و نشر در جایگاهی که باید باشیم نیستیم و به لحاظ کمی هم عقبیم. به امکانات و همکاری و هماهنگی  بیشتر میان نهادها نیاز هست. کادرسازی تخصصی، تاسیس مراکز تخصصی که بتواند با مدیریت قوی امکانات و افراد را بکار بگیرد لازم است. ما به نهضت مدیریتی نیازمندیم (سهیل اسعد، ماهنامه تخصصی شیرازه کتاب، شماره ۱۹،۲۰و۲۱).

۲- با تلاش مبلغان آرژانتینی که در ایران درس خوانده اند و ترجمه برخی از کتاب های علامه سید محمد حسین طباطبایی و شهید مرتضی مطهری و…. گام هایی برداشته شده است. اینگونه کارهای زیربنایی مهم هستند اما از آثار ادبی نباید غفلت کرد. و نباید فقط به سمت سیاست برویم، مانند حکومت چاوز و احمدی نژاد و اوو مورالس و…. [خلیل زوالیوس، ماهنامه تخصصی شیرازه کتاب، شماره۱۹، ۲۰و ۲۱].

فهرستی از گفته ها و ناگفته ها

۱- مترجمان اسپانیولی و کارشناسان زبان و فرهنگ اسپانیولی به درستی شناسایی شوند و طرف مشورت و اقدام قرار بگیرند.

۲- آثار ترجمه شده به زبان اسپانیولی شناسایی و توسط متخصصان و کارشناسان خبره ارزیابی شود.

۳- مدل ها و شاخص هایی برای مخاطب شناسی در حوزه زبان فرهنگ اسپانیولی تهیه شود.

۴- فعالیت های تبلیغی یا تبشیری در این حوزه به شیوه غیر مستقیم انجام بگیرد.

۵- داستان های قرآنی به خصوص داستان های مشترک بین ادیان، مناسب ترین موضوعات برای ترجمه به زبان اسپانیولی است. موضوعات اجتماعی مهم هستند مانند بحث عدالت اجتماعی و مواضع جمهوری اسلامی ایران در برابر کاپیتالیست و امپریالیست.

۶- موضوع تأثیر متقابل میان فرهنگ ایرانی و اسپانیولی از جمله تأثیر متقابل کلمات و واژگان در معماری، داستان ها و آداب و رسوم متقابل از موضوعات مناسب برای ترجمه و تألیف به زبان اسپانیولی است.

۷- بازنمایی تأثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان و ادبیات اسپانیولی از موضوعات قابل توجه در ترجمه و تألیف آثار به زبان اسپانیولی است.

۸- تدوین فرهنگ فارسی به اسپانیولی با واژگان تخصصی از اقدام های مهم است.

۹- معرفی دانشمندان ایرانی از جمله ابن سینا قابل توجه در ترجمه است.

۱۰- در آمریکای لاتین وحدت فرهنگی وجود ندارد، شناخت فرهنگ های متفاوت در مناطق مختلف در حیطه مخاطب شناسی اهمیت دارد.

۱۱- در آمریکای لاتین باید بسترسازی در زمینه دین شناسی فراهم شود. دین در دیدگاه این جوامع، معنویت و ایمان است و شناخت از اسلام سیاسی و حکومت اسلامی بسیار بسیار اندک است و یا نیست.

۱۲- کتاب هایی ترجمه شود که  به روز بوده و مختص به زمان و مکان و فرهنگ جامعه مقصد باشد.

۱۳- برنامه ریزی برای توزیع کتاب های ترجمه و چاپ شده، به طور سیستماتیک وجود ندارد.

۱۴- از مترجمان متخصص و آشنا به فرهنگ دو جامعه استفاده شود. میان مترجم و آشنایان به فرهنگ زبان مقصد ارتباط تنگانگی باشد تا مطالب نامناسب ترجمه نشود.

۱۵- طراحی های صوری کتاب متناسب با نیاز مخاطبان باشد.

۱۶- در کشورهای آمریکای لاتین، زبان فارسی رواج ندارد و لذا مترجم کافی هم نیست تا ترجمه کند و لذا ترجمه ها به ویرایش و اصلاح نیاز خواهند داشت. دشوار بودن دستور زبان فارسی، بر مشکلات ترجمه می افزاید.

۱۷- استانداردها در ترجمه و نشر باید رعایت شوند، مواردی مانند ارجاع و نمایه سازی در پایان کتاب لازم است.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.