تصمیم دارند سر و گلوی فارسی را از پامیر بدزدند تا دیگر بام دنیا نباشیم. اما این خیال است و محال است و‌ جنون. شغال گاهی مؤفق به شکار می‌شوند و نا رسیده طعمه را با نعش های خودشان دوباره برمی‌گردانند. چون تیر های صاحب خانه شکم های گندیده‌ی شان را می‌دَرَند.

فارسی، بالا روی بی ناپدیدیْ دارد:

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب

پارسی “قهار عاصی “

گل نیست ، ماه نیست ، دل ماست پارسی

غوغای کوه ، ترنم دریاست پارسی

از آفتاب معجزه بر دوش میکشد

رو بر مراد روی به فرداست پارسی

از شام تا به کاشغر از سند تا خجند

آئینه دار عالم بالاست پارسی

تاریخ را وسیقه سبز و شکوه را

خون من و کلام مطلاست پارسی

روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک

چتر شرف چراغ مسیحاست پارسی

تصویر را ، مغازله را و ترانه را

جغرافیای معنوی ماست پارسی

سر سخت در حماسه و هموار در سرود

پیدا بود از این که چه زیباست پارسی

بانگ سپیده عرصه بیدار باش مرد

پیغمبر هنر سخن راست پارسی

دنیا بگو مباش ، بزرگی بگو برو

ما را فضیلتیست که ما راست پارسی

روایات کهنی وجود دارند که پیشینه‌ی پربار زبان فارسی دری بر می‌گردد به دراز‌ترين

 گذشته‌ی زمان. 

حداقل آن که خراسان به دست مسلمانان گشوده شد تاجیک ها ساکنان این سرزمین بوده و  فارسی دری صحبت می‌کردند. 

یادداشت چانگ کین سفیر چین درسال 128 پیش از میلاد پس از سفرش به کناره های رود جیحون برای ساکن بودن تاجیک ها که وی آن ها را  (تاهیا) خوانده و به حسب قواعد زبان شناسی این شکل چینی کلمه‌ی تاجیک باشد، ثبوت گفتار ما است 

دو دیگر این که به اساس فرموده‌ی استاد گرامی واصف باختری، اعراب در هرجا که تسلط یافتند، عربی را زبان اول آن جا ها را ساختند.

اما پس از فتح خراسان، آن عده از عربانی که دوصد سال این جا مسکن گزیدند، با وجود آن که زبان عربی یعنی زبان مادری خود شان زبان رسمی و دفتری بوده و از امتیازات فراوان مستفید بود، برخلاف شام، عراق و افریقا نه توانستند عربی را زبان عامه‌ی‌مردم بسازند، بل که خودشان  (عرب‌ها) عربی را فراموش کرده و زبان فارسی دری را که زبان مشترک منطقه بود اختیار کردند. حتا زبان های دیگر وطن به شمول پشتو هم به جای خودشان حفظ شدند. اما کسی پاس ِ پارسی‌گویان را ندارد.

تفصیل این مورد در چاپ  بیستم افغانستان در پنج قرن اخیر یادگار ماندگار استاد مرحوم فرهنگ و هم تاریخ های دست نخورده موجود است که حتا به موجودیت خط وزبان دری درسده ی دوازدهم و قبل بر آن به عنوان یک حقیقت پذیرفته شده اذعان صریح دارند. 

لذا نه می‌شود برای توجیه سیطره‌ی جابرانه، فانوس دریایی و زمینی زیبای فارسی را خاموش کرد و یا با طرح های دشمنانه و غیر علمی و نه دانستن تفاوت بین لهجه و زبان، یک زبان را با آن شیوایی و گویایی و زیبایی اش به چند زبان تقسیم کرد اما زبان پشتو را در فرامرزها هم زبان واحد دانست.

البته احترام فراوان به همه زبان های دیگر کشور داریم و خواهیم داشت.

زبان‌ فارسی به قول حداد در دریای دری و به قول قهار عاصی دل ماست.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.