داستان معشوقه بازی طالبان با تحریری ها و جمیعت اصلاح تمام شد

عبدالناصر نورزاد

سال ها پیش، رابرت دریفوس در کتاب” بازی شیطان” که آن را فریدون گیلانی ترجمه کرده است، در مورد ایجاد گروه های تندرو به اصطلاح اسلامی و نقش آمریکا، اسرائیل و انگلیس در آن یاد کرده بود که کمتر کسی آن را جدی می گرفت. اما گذشت زمان، مخصوصا قضیه افغانستان و استفادۀ سو از نام جهاد و مبارزه برای حاکمیت لیبرالیستی و مخالف با سیاست های اقتصاد دولتی، بنیاد این مسایل را روشن ساخت. تا اکنون این کشور ها از شر پس مانده فکری و دارای افکار پوچ جدا از تفکر ناب اسلامی، وحشتی را در جهان آفریدند که نظیرش کمتر سراغ می شود. کتاب «بازی شیطانی» نوشتۀ «رابرت دریفوس» یکی از مهم ترین‌ پژوهش‌ها در پیرامون ظهور و گسترش بنیادگرایی اسلامی در جهان معاصر است که در سال ۲۰۰۶ برای نخستین بار منتشر شد. به اعتبار آن‌چه  در کتاب آمده است، این کتاب  را می‌توان شصت سال حمایت ایالات متحده از بنیادگرایی اسلامی خواند. اهمیت و ارزش چنین پژوهش‌هایی، این‌روزها و در شرایطی که خاورمیانه در آتش و خون و خشونت گرفتار آمده است بیش از هر زمان خود را نشان می‌دهد. من با مطالعه آن، اهمیت آن را بیشتر یافتم و مطالعه آن را به دیگران نیز توصیه می کنم.

اما بر گردیم بر این موضوع که ظهور گروه های مسلح در خاورمیانه، جنگ افغانستان زیر نام مبارزه بر ضد کمونیسم، ظهور گروه های تندرو در پاکستان، طالبان افغانستان، کشور های آسیای میانه، گروه های افراطی که بعداز بهار عربی ظهور کردند، همه و همه تحت برنامه منظم امریکا برای اهداف هژمونی خواهانه و پلان های استخباراتی اش، طراحی شده بودند. حال بعداز به قدرت رساندن طالبان، گروه های هم فکر طالبان مانند حزب تحریر، جمعیت اصلاح و نهاد نجم و سایر سازمان های مزد بگیر و افراطی که در تبانی با طالبان، سرکوب و ضربه زدن مخالفان آنها را به عهده داشتند، شامل قهر و غضب طالبان شده اند.

به تازه گی طالبان در یک دستور تازه،‌ فعالیت حزب تحریر، جمعیت اصلاح و نهاد نجم را ممنوع کرده‌اند. در مکتوب اداره استخبارات طالبان که روز دوشنبه، ۳۰ عقرب، نشر شده و به‌تازه‌گی‌ در اختیار رسانه ها قرار گرفته، این اداره دستور ممنوعیت فعالیت این دو حزب و یک نهاد را داده است. در مکتوب آمده است:”طبق هدایت رهبری اداره عمومی استخبارات… هر گونه فعالیت‌های سیاسی احزاب تحریر، جمعیت اصلاح و نهاد النجم و گروه‌های تکفیری ممنوع می‌باشد”. طبق نسخۀ مکتوبی که در دسترس است، این مکتوب ظاهرا به یکی از ولایات کشور که نام آن در مکتوب سیاه شده، صادر شده است. در مکتوب آمده است که در حال حاضر «نظام شرعی» زیر «قیادت» علما در افغانستان موجود است و نیازی به فعالیت هیچ‌ جماعت و حزب دیگر‌ نیست؛ زیرا وجود احزاب سیاسی، به ضرر مردم است. جمعیت اصلاح و حزب تحریر که دیدگاه‌ها سیاسی-اسلامی خاص خود را دارند، در اوایل تسلط طالبان با این گروه در برخی از ولایات «بیعت» کردند.

حالا با روشن شدن وضعیت و استحکام پایه های حاکمیت طالبان، کم کم وجه اصلی طالبان و اختلافات عمیق فکری میان این گروۀ تروریستی و سایر گروه های تندرو و تروریستی که جز ابزاری به دست بیگانگان نیستند، روشن می شود. بیگانگان با استفاده ابزاری و تحت برنامه های منظم، تلاش می کنند تا ابتدا این گروه ها را به وجود بیاورند و از آن ها برای مقاصد متفاوت استفاده کنند. در مرحله بعدی با تاریخ انقضای آنها، یکی را بوسیلۀ دیگری، سرکوب و منکوب می کنند. طالبان نشان میدهند که جز خود به هیچ تفاهم، توافق و همفکری با سایر سازمان های اسلامی، پایبند نیستند و در نظام دگم اندیش خودشان که محصول قرائت ملا نصرالدینی و جدا از حقایق دین مبین اسلام است، هیچ فکری جز فکر طالبانی، مجال بقا ندارد. این آغاز کار است و ممکن است در آینده حزب اسلامی حکمتیار، دوست و همرزم سابق طالبان که اکثریت اعضای گروه طالبان را نیز اعضای سابق این حزب می سازند، در تیررس است. حکمتیار با اکت های اصلاح گونه ای خود، هنوز هم برای طالبان و رژیم شان، نسخه ارائه می کند و تلاش می کند تا آخرین لحظه از فرصت ها برای به قدرت رسیدن و اعلام حکومت موقت که خود در آن جای داشته باشد، انصراف ندهد. اما دیری نخواهد پایید تا طالبان، با حکمتیار نیز تصفیه حساب کنند و مانند سایر احزاب و جریان های تندرو به اصطلاح اسلامی، گلیم فعالیت هایش را بر چینند.

به همین سان، سایر ملا های سلفی، طریقه یی، پیروان پیرها که آمدن طالبان را از خدا می خواستند، در قدم های بعدی در تیررس خواهند بود. هیچ استثنایی وجود نخواهد داشت و این روند الی تارومار کردن، سایر گروه های تندرو و مذهبی، ادامه خواهد داشت. طالبان تحریری ها را که برای حاکمیت طالبان، گلو پاره می کردند، زیر فشار قرار داده اند و این جریان به شدت ایدیولوژیک را که به گونه ی منحصر به فرد، فعالیت دارد و طریقۀ خاصی از تبلیغ و سربازی گیری را در پیش می گیرد، اجازه نخواهند داد تا چالشی در برابر حاکمیت این گروه شوند. به همین منوال، جمیعت اصلاح که مزد بگیر کشور های دیگر است و به اساس اخبار منتشر شده، تنها در جریان انتحابات 2019 پنج میلون دالر را از ارگ گرفته بود تا برعلیه رولا غنی، مبنی بر مسیحی بودن وی، لب نگشاید. حال طالبان نمی خواهند تا مانند ارگ زمان جمهوریت، به این گروه ها که تهدید بالقوه، برای آینده حاکمیت طالبان استند، باج بدهند. در عوض، با سرکوب و فشار، تلاش دارند تا گلیم شان را جمع کنند. قرائت طالبان از حاکمیت سیاسی این است که هیچ گروه، دسته و یا حرکت سیاسی که حتی با نام اسلام و اسلامی بودن، گره خورده باشد، جایی در نظام طالبانی ندارند. این کار می تواند زمینه را برای سربازی گیری داعش از میان گروه های تندرو اسلامی و گروه های که اخیرا در لست سیاه طالبان قرار گرفته اند، مساعد سازد. در بحث های بعدی روی گزینه های عملکردی داعش خودساخته که از بطن طالبان بیرون خواهند شد، تحلیل های خواهم داشت.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *