بازگشت تنش به مرزهای قرقیزستان و تاجیکستان، شعله ور شدن آتش درگیری ها بین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان که با سفر نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به ایروان پیچیده و بغرنج تر خواهد شد و یا درگیری هایی نظیر درگیری مرزی جمهوری آذربایجان و گرجستان و … نشان می دهد که تنش مرزی و درگیری های گاه و بیگاه همواره در میان جمهوری های سابق اتحاد جماهیر شوروی جریان داشته است.

در این بین سوالی مشترک بین تمام این درگیری ها مرزی به دلایل وقوع آن باز می گردد. لذا باید پرسید که شکل‌گیری، تداوم و تشدید درگیری های مرزی در جمهوری های سابق شوروی ناشی از چیست؟

– از فقر سیاسی تا فقدان ساختار امنیتی همکاری جویانه منطقه‌ای

به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری‌های تازه تاسیس در سال ۱۹۹۱ میلادی و همچنین شکل گیری ژئوپلیتیک جدید در قفقاز جنوبی و دیگر مناطق تازه جدا شده عملا این جمهوری های سابق به یکی از مهمترین مناطق راهبردی جهان بدل شد. 

ولی با این وجود و به رغم اهمیت و جایگاه ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برجسته این مناطق از لحاظ مناقشات قومی و سرزمینی، بی ثباتی سیاسی، عدم توسعه اقتصادی و اجتماعی، گرایش های سیاسی متعارض و فقدان ساختار امنیتی همکاری جویانه منطقه‌ای متاسفانه منطقه قفقاز جنوبی و اساسا کل جمهوری های سابق شوروی همواره با تهدیدات و چالش های امنیتی ذیل تنش های مرزی روبه رو بوده اند. 

از این رهیافت باید پذیرفت که فقر سیاسی، نبود دیپلماسی فعال و پویای آشتی جویانه و از همه مهمتر جولان اندیشه های ناسیونالیستی و میهن پرستانه که گاه تنه به باورهای شوونیستی می زند، آتش درگیری های مرزی را در میان جمهوری های سابق شوروی تداوم و تشدید بخشیده است.  

– نقش روسیه کجاست؟

اگر چه در وهله اول باید سیبل اتهامات را به خود جمهوری های سابق شوروی برای وقوع درگیری های گاه و بی گاه مرزی چرخاند، اما نمی توان نقش دیگر بازیگران را هم در شعله ور نگاه داشتن آتش این تنش ها نادیده گرفت. 

روسیه به عنوان وارث اتحاد جماهیر شوروی با پیوندهای مختلف تاریخی، فرهنگی، دینی و نژادی با ملل ساکن در جمهوری های تازه تاسیس مستقر در این حوزه در کنار سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای نقش برجسته ای در شکل دادن به ترتیبات امنیتی جمهوری های سابق (شوروی) داشته است. 

در این راستا وقوع تضادها و تعارضات مسکو با این کشورها موجبات به طول انجامیدن بحران ها و لاینحل ماندن مناقشات منطقه ای را فراهم ساخته و بن بست جدی در مقابل روندهای سیاسی – امنیتی و پروسه های همکاری جویانه در قفقاز و دیگر جمهوری های سابق را به وجود آورده است.

نکته حائز اهمیت دیگر به نقش روسیه در شکل دهی مرزی در جمهوری های سابق باز می گردد. مسکو در این خصوص به نحوی عمل کرده است که همواره درگیری های مرزی به عنوان یک ترومای مزمن عمل کند تا از یک سو بستر و فضا برای تداوم و تشدید نفوذ کرملین فراهم باشد و از طرف دیگر جولان این درگیری های مرزی مانع از شکل گیری یک بلوک واحد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دفاعی در برابر روسیه شود.

–  از ترکیه تا آمریکا

در این میان موقعیت راهبردی و منابع انرژی قفقاز نیز توجه دیگر بازیگران و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و مشخصا ترکیه و نیر کشوری چون آمریکا را به خود جلب کرده است. لذا هر یک از این بازیگران با به کارگیری ابزارها و سیاست های مختلف و تاثیرگذاری بر ترتیبات امنیتی منطقه قفقاز و دیگر جمهوری های سابق شوروی به دنبال اعمال نفوذ در این منطقه و پیشبرد اهداف سیاست های خود بوده اند.

در این میان ترکیه به عنوان یکی از بازیگران منطقه‌ای از جمله کشورهایی بوده است که از ابتدای فروپاشی شوروی نقشی اساسی در ترتیبات منطقه ای جمهوری های سابق با تمرکز بر منطقه قفقاز جنوبی داشته است. قرار گرفتن قفقاز جنوبی در میان دو حوزه نزدیک دریای ترکیه یعنی دریای خزر و دریای سیاه باعث اهمیت مضاعف این منطقه برای آنکارا شده است. لذا به نظر می رسد ترکیه همان گونه که مشخصا در جنگ 44 روزه پاییز سال 2020 قره باغ به شکلی مستقیم ورود پیدا کرد، در سال‌های آتی نیز به دنبال افزایش حضور و نفوذ خود در قفقاز جنوبی باشد.

بی شک این سیاست ترکیه در تقابل با منافع اقتصادی و امنیتی روسیه قابل تفسیر و ارزیابی است و می تواند بستر را برای تضاد اهداف و منافع مسکو و آنکارا در حوزه‌های به همراه داشته باشد. مجموعه نکات یاد شده در کنار سایر نکات مغفول مانده حکایت از آن دارد که چرا اخیرا تنش به جمهوری های سابق شوروی بازگشته است، یا بهتر بگوییم چرا هیچ گاه تنش مرزی از جمهوری های سابق شوروی رخت بر نمی بندد؟

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.