عبدالناصر نورزاد

همان طوریکه، هر پروژه استخباراتی، تاریخ انقضا دارد، بازیچه های استخباراتی نیز، تاریخ ختم دارند. معمولا مهره هایی برای بازی حساس استخباراتی گزینش می شوند که توانایی استثنایی داشته باشند و بتوانند از پس بازی ها و سناریو های استخباراتی سازمان های استخباراتی، موفقانه بیرون آیند. البته منظور ما در اینجا، موفق بودن در ختم پروژه است نه موفقیت فردی؛ چیزی که از ابتدای گزینش افراد توسط سازمان های استخباراتی، به طور دقیق و سنجیده شده مدنظر گرفته می شود.

این مهره ها معمولا از طیف مختلف جامعه گزینش می شوند. نویسنده، هنرمند، سیاستمدار، نظامی، مترجم، استاد دانشگاه، تجار، قشر روحانی و حتی افراد معمولی که بعدا با بزرگ نمایی، به چهره های مطرح مبدل می شوند. در عصر کنونی که رسانه های تصویری، صوتی و اجتماعی، نقش مهمی در بزرگ نمایی افراد، برجسته نشان دادن آنها و یا برعکس ترور شخصیت بازی می کنند، طرح سناریو های استخباراتی بواسطه این مهره چندان کاری مشکلی نیست و میتواند در کوتاه مدت، نتیجه مطلوب را دهد. اما یک چیز را باید مدنظرداشت که نحوه انتخاب سناریو، مهره ها، طریق اجرای آن، طرح مناسبت ها و ایجاد درامه ها برای مقبولیت آن توسط اذهان عامه، روش های اند که مطابق به شرایط هر جامعه و یا هر کشور، صورت می گیرد. در جوامع شرقی که بیشتر تحت احساسات مذهبی، عاطفی و انسان دوستانه اند، نحوه انتخاب مهره ها از طیف ها و قشر های تاثیر گذار جامعه صورت می گیرد. در کشور های مذهبی و عمدتا جوامع سنتی که مذهب و دین حرف اول را می زند، انتخاب مهره های استخباراتی برای پروژه های این چنینی از میان قشر روحانیون صورت می گیرد. زیرا این قشر با توجه به نفوذ گسترده ای که در میان مردم دارند، زود تر می توانند اهداف را بر آورده سازند. در حالیکه در جوامعی که نقش مذهب و دین برعلاوه سنت کم است، این نقش را هنرمندان، استادان دانشگاه ها و حتی نویسنده گان سرشناس به عهده می گیرند. به هر حال، نقش روحانیون در موفقیت یک پروژه استخباراتی در کشور های فقیر و عقب مانده، به چند علت، مهم و قابل توجه است:

اول، سخن طبقه روحانی که منبر یک مسجد را در اختیار دارد، بیشتر تاثیر گذار بر ذهنیت مردم است و چون مردم از نیت و قصد یک روحانی در نحوه ایراد سخن رانی آگاه نیستد و بیشتر به جنبه اعتقادی و مذهبی، توام با احساسات با آن نگاه می کنند، اثرآن بر ذهنیت مردم، به مراتب موثر تر و قابل توجه است. نحوه تصویر سازی از دروغ های شاخدار و دور از واقعیت که با دنیای سیاست همخوانی نزدیک دارد، باعث می شوند مردم تصور کنند که آنچه را یک روحانی می گوید، ارتباط مستقیم با ارزش های اعتقادی آن ها دارد و برگه از توصیه های دینی است. نمونه های بیشتر و زیاد تر آن در گذشته ها وجود داشته است؛

دوم، طبقه روحانی، قشر عمدتا بی خبر از واقعیت های سیاست، بریده از درک اهداف سازمان های استخباراتی و موجود بی خبر از واقعیت های عینی جامعه استند. این ها، حتی با احساسات با ارزش های دینی برخورد می کنند و هر مسئله را با خشونت می خواهند تصمیم بگیرند و فیصله کنند. در حالیکه در قرآن کریم به تحقیق و ارزیابی همه جانبه خبر ها و رخداد ها به کرات تاکید شده و توصیه شده تا تصمیم بدون و مشورت گرفته نشود. یا ایها الذین امنوا إن جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا أن تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین؛ (سوره مبارکه حجرات، آیه ٦)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید؛ اگر فاسقی برای شما خبری آورد، تحقیق کنید تا مبادا ندانسته به گروهی بی‌گناه حمله کنید و بعد که اطلاع پیدا کردید از کار خود پشیمان شوید. کلمه فاسق به فردی اطلاق می‌شود که اطاعت خداوند متعال را نمی‌کند و به سمت معصیت الهی می‌رود. خدای سبحان در این آیه اصل عمل کردن به خبر را  اشاره می‌کند؛ اما در مورد شخص فاسق و کسی که اطاعت خدواند متعال را نمی‌پذیرد؛ دستور می‌دهد نه رد کنید و نه قبول، بلکه تحقیق کنید. در واقع با امر به تحقیق، پرده از بی‌اعتباری خبر فاسق بر می‌دارد. اما مشکل اصلی این است که این قشر، نه تنها اینکه شناخت درست از ترفند های استخباراتی ندارند و علم کافی برای اتکا به آن؛ بل با تاریخ کشور و تاریخ اسلام عمدتا بیگانه اند و هیچ مطالعه و برداشت درستی از واقعیت های عینی تاریخی اسلام ندارند تا در پرتو آن از اشتباه پرهیز کرده و تصمیم عجولانه نگیرند. این قشر در تکفیر و مردود ساختن، چهره ها، افراد و ساختار ها، نقش کلیدی را بازی می کنند و چون ابزار حمایت مردم را در اختیار دارند، بنا به یک قوه غیر قابل انکار مبدل می شوند و قدرت خارق العاد می یابند؛

سوم، قشر به اصطلاح روحانیون، به زودی همانند دیگر انسان ها، تسلیم زر و زور می شوند و مجذوب مادیات می گردند و برای تحصیل آن از هر راهی، سر انقیاد می نهند. این ضعف در تمام انسان ها وجود دارد، اما در قشر روحانیون بیشتر برجسته است. شاید قابل تعجب نباشد و یک امر عادی تلقی شود که چرا اکثر قشر روحانیون، دارای آرگاه و بارگاه اند و امکانات خوبی مادی در اختیار دارند. بیشتر به مادیات فکر می کنند و تلاش کنند تا جیفه دنیا را که بقایی ندارد، همواره مملو نگهدارند؛

سوم،روحانیون هیچ گاه با واقعیت های آشتی نمی کنند. این کار باعث می شوند تا از رساندن پیام اصلی دین که رساندن پیام حقیقت است، انحراف کرده و شانه خالی نمایند. حقیقت‌جویی و به دنبال شناخت حق و حقیقت بودن چیزی است که جزو سرشت و فطرت انسان است. اما تمرد از آن، امر طبیعی اغلب. به این اساس است که این موضوع در قرآن چنین مطرح شده است: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون» (سوره روم، آیت 30) ترجمه؛پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده، دگرگونى در آفرینش الهى نیست، این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمى‌‏دانند. این آیه می‌فرماید دین حنیف؛ یعنى دینى که از تمام کجی‌‌ها، انحرافات، خرافات و گمراهی‌‌ها به سوى حقیقت، راستى و درستى متمایل شده است، همان آیین اسلام و همان آیین پاک و خالص خدا است. مجموع این جمله چنین معنا مى‏‌دهد که توجه خود را دائماً به سوى آیینى داشته باش که از هر گونه انحراف و کجى خالى است؛ یعنی دین حق است و حق جویی را خداوند در سرشت همه انسان‌ها قرار داده است. در حالیکه اکثریت قشر روحانی به دنبال استفاده جویی از مقام و اعتبار خود در جامعه برای کسب اهداف شخصی و گروهی اند. سازمان های استخباراتی بادرک چنین ضعف، تلاش می کنند با راضی ساختن این قشر، آنها را زود تر به استخدام در آورند و بازیچه ی بازی های خود سازند؛

چهارم، قشر روحانیون با ضعف بزرگ عقده و کینه، حسادت و بدبینی، زود تر طعمه سازمان های استخباراتی می شوند. عصبیت های مذهبی، قومی و زبانی بیشتر به این ضعف دامن می زند و باعث می شود، روحانیون در هر سطحی، زودتر در دام بیفتند و جز یک پروژه استخباراتی شوند.

در آیات قرآن هم از رد کینه، حسادت و بدبینی سخن به میان آمده وآن را صفتی زشت و ناپسند در آدمی دانسته و پیامبران(علیهم السلام)، مومنان و اهل بهشت را از آن مبرّا و پاک دانسته است.
« وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»( سوره فصلت آیه 34) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! با چنین پیام قوی از قرآن کریم، روحانیون، تسلیم مادیات دینوی شده و آمال و آرزو های انسانی را از پس منبر دنبال می کنند. در حالیکه حسادت و کینه در اسلام مردود است و به اساس نصوص صریح قرآن کریم، توصیه های زیادی در این خصوص برای مومنان شده است.

به هرحال با مدنظرداشت این واقعیت ها، سئوالی خیلی مهمی در ذهن هر کی خطور می کند که چرا سازمان های بزرگ استخباراتی با امکانات وافر مالی و اقتصادی و توانایی فوق العاده امنیتی، ابزار های را از میان قشر روحانیون انتخاب می کنند؟ این سئوال مستلزم جواب های ذیل است:

اول: استخدام قشر روحانیون با مدنظر داشت دلایل بالا خیلی ها ساده است و امکان بالای استخدام آن ها برای اهداف سازمان های استخباراتی وجود  دارد. پی بردن به ضعف انسان های مورد نظر سازمان های استخباراتی، از اولین قدم ها برای جذب آنها در پروژه های استخباراتی، محسوب می شوند؛

دوم: زرق و برق زندگی تشریفاتی و مادیات دینوی، از همه بیشتر به قشر ملا ها قابل جذب است. و این قشر زود تر به دام می افتند. حرص و طمع این قشر با گرانی چند برابر، نه تنها، شرایط را برای جذب آن ها در پروژه های استخباراتی مساعد می سازد، بل زمینه را مهیا می کند تا ضعف برای ابد، تله ی برای گیر افتادن شان در چنگ سازمان های استخباراتی باشد؛

سوم: قشر ملا ها زود تر از احساسات کار می گیرند و این احساسات است که اساس هر عمل عجولانه را می گذارد. ملا ها با قوه قهریه بالا، احساسات زایدالوصف و هیچان بی مانند، هر تصمیم را به اساس احساسات، اتخاذ می کنند تا در روشنایی عقل و منطق ناشی از دستورات دینی.

پس بر ایند این بحث، این خواهد بود تا دیده شود که قشری که بیشتر قربانی و طعمه های سازمان های استخباراتی اند، قشر روحانی و ملا ها اند. سازمان های استخباراتی و شبکه های متصل ان، از این ضعف فطری این قشر به خوبی آگاه اند و همواره از این قشر به عنوان ابزار جهت اجرایی ساختن برنامه های استخباراتی شان، بهره می برند. ضعفی که نه تنها ملتی را بر باد می دهد بل دینی را بدنام می سازد که پیامش انسانیت است و اعتماد.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.