لیز تراس کار خود را به عنوان نخست‌وزیر از ماه سپتامبر آغاز کرد و برنامه‌ای رادیکال که به ادعای او می‌توانست آغازی برای رشد اقتصادی باشد، پیشنهاد کرد. اما پس از اینکه برعکس این خواسته اتفاق افتاد، تراس مجبور شد از برنامه‌هایش عقب‌نشینی کند. پیشنهادهای او با یک فروپاشی اقتصادی همراه بود که هرگز از دست آن خلاص نشد. 

پنج عنصر کلیدی در سقوط لیز تراس وجود دارند. 

۱- سیاست ضعیف

تراس از همان ابتدا سیاست ضعیفی داشت. او از انتصاب هر کسی که از کمپین انتخاباتی او حمایت نکرده بود، امتناع کرد و همین مسئله باعث شد که او انتخاب محدودی داشته باشد. موضع او چنین بود: «شما یا دوست هستید یا دشمن»، و همین ویژگی باعث شد او را فردی انتقام‌جو بدانند. او شروع خوبی نداشت. کمبود افراد شایسته در کابینه، باعث شد در کمتر از دو ماه نخست‌وزیری، وزیر دارایی و وزیر کشور خود را که از ارکان مهم دولت هستند برکنار کند. 

۲- شکاف‌ها در حزب

شکاف‌ها در حزب قبل از روی کار آمدن تراس آشکار بود. پیروزی تراس در دور پایانی رقابت رهبری، از حمایت پرشور حزب پارلمانی‌اش برخوردار نشد. او برای برنده شدن در انتخابات رهبری، به جای بازتاب نیازها و اولویت‌های کشور، با ارائه سیاست‌های مالیاتی که کاملا مطابق با نیازهای اعضای حزب بود، رای آنها را خرید. 

او بطور نمایشی یک شخصیت ناخوشایند تاچری همراه با یک استراتژی سیاسی پوپولیستی را اتخاذ کرد. اما نتیجه چیزی نبود که انتظار داشت؛ تراس هم در میان مردم و هم در میان هم‌حزبی‌هایش محبوب نشد. 

۳- خط‌ مشی اشتباه

سطح ناهماهنگی از همان لحظه‌ای که مینی بودجه یا بودجه کوچک معیوب تراس اعلام شد، مشخص بود. برداشتن موانع پاداش‌های بانکی و کاهش مالیات کسب‌وکارها به هیچ وجه در دورانی که مردم با بحران هزینه زندگی سر و کله می‌زدند، نتیجه‌بخش نبود. از ابتدا کاملا مشخص بود که دورنمای روشنی وجود ندارد. 

۴- ارائه ضعیف

سیاست، علم سر و کار داشتن با مردم است. شما باید به برقراری ارتباط با مردم قادر باشید و با آنها همدلی کنید. بنابراین یک نخست‌وزیر باهوش می‌داند که باید از لحاظ احساسی با مردم ارتباط برقرار کند. واقعیت این است که به نظر می‌رسد تراس هرگز نتوانست این ارتباط را با مردم ایجاد کند. این مسئله را می‌توان از پاسخ‌ها و زبان بدن خشک او به سادگی دریافت.

۵- موضع‌گیری ضعیف

مشکلاتی که گریبان‌گیر تراس بود یک چیز را به خوبی مشخص کرد؛ خطرات قانون اساسی بریتانیا. بر اساس این سیستم، تعداد اندکی از مردم قادر به تصمیم‌گیری‌های گسترده با نظارت اندک هستند. اقدام او در شانه‌خالی کردن در خصوص طرح بودجه‌ جنجالی‌اش یک مورد از موضع‌گیری ضعیف او بود.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *