منبع: www.orfonline.org

نویسنده: راخارهری چترجی

مترجم: عبدالناصر نورزاد

نزدیک به یک سال قبل از آن در 15 اگست 2021، طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا علیه طالبان در افغانستان به پایان رسید. در طول 20 سال گذشته، ایالات متحده تلاش کرد یک رژیم دموکراتیک با جامعه مدنی قوی ایجاد کند که اساس آن را احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی، به ویژه برای زنان و دختران شکل می بایست داد. بازگشت طالبان، بدون تغییر چندانی نسبت به عملکرد قبلی آن، دوباره ثابت کرد که تغییر رژیم از بیرون تقریباً یک کار غیرممکن است. طالبان می توانند قدرت بزرگی مانند ایالات متحده را تحقیر کنند، نه به این دلیل که می تواند قدرت نظامی برتر را جمع آوری کند، بلکه به دلیل شکنندگی دولت افغانستان و همچنین ارتش ملی افغانستان، که ایالات متحده برای ایجاد آن بسیار تلاش کرد.

ایدئولوژی مذهبی طالبان ترکیبی از «سنت گرایی دیوبندی و پیوریتانیسم وهابی» از یک سو و کد اجتماعی محافظه کار پشتون از سوی دیگر بود. طالبان چه کسانی هستند؟ خاستگاه طالبان را می توان به اوایل دهه 1990 ردیابی کرد، زمانی که پس از پایان جنگ شوروی-افغانستان، دولت جدید افغانستان در ایجاد نظم مدنی و سرکوب جنگ سالاری ناکام ماند. در شرایط بی‌قانونی، مردم عادی افغان از شعارهای مذهبی «مجاهدین» خوششان آمد. در سال 1994، مبارزان “مجاهدین” که با مدرسه ای در یکی از روستاهای قندهار مرتبط بودند، شروع به کسب حمایت مردمی کردند و توانستند جنگ سالاری را برای برقراری صلح و نظم در منطقه شکست دهند و در عرض دو سال به طالبان معروف شدند. آنها کابل را تصرف کردند و بر بخش بزرگی از خاک افغانستان کنترل پیداکردند. این محصول یک رژیم سرکوبگر وحشیانه با طرد کامل زنان از زندگی عمومی، تخریب بی‌دریغ آثار تاریخی غیراسلامی، و سیستم مجازات جنایی قرون وسطایی بود که منجر به یک بحران انسانی در افغانستان شد.

هژمونی ای که طالبان پشتون که ایجاد کردند، توسط غیر مجاهدین غیر پشتون ها با مقاومت مواجه شد. علی رغم آن، رژیم اما به همکاری با ستیزه جویان اسلامی، میزبانی از القاعده، ربودن هواپیماها طالبان برای آزادی تروریست های معروف و ارتکاب اعمال دیگر ادامه داد. ایالات متحده (2001) هنگامی که رژیم طالبان از تحویل اسامه بن لادن، رهبر القاعده، علیرغم نقش او در حادثۀ نهم سپتامبر، خودداری کرد، به آن حمله کرد.

در واقع، تسلط طالبان بالای افغانستان برای بار دوم، در ابتدا بسیار وحشیانه نبود. با این حال، به تدریج به شکل قبلی خود بازگشت، جایی که زنان از کار در ادارات دولتی محروم شدند و مجبور به کناره گیری از زندگی عمومی شدند، تحصیلات عالی برای دختران ممنوع شد. و سیستم مجازات وحشیانه رژیم قبلی آن مجدداً برقرار شد. دولت انتقالی طالبان که بلافاصله پس از تسخیر قدرت ایجاد شد، مملو از تندروها بود و تروریست های بدنام بسیاری را در بر می گرفت.  این رژیم انتقالی ارتباط نزدیکی با شبکه بدنام حقانی دارد. به عنوان مثال، رهبر دولت، ملا محمد حسن آخوند، در لیست سیاه سازمان ملل قرار دارد. سراج الدین حقانی، وزیر داخله، رهبر شبکه حقانی، در فهرست “تحت تعقیب” اداره تحقیقات فدرال (اف بی آی) قرار دارد. از وزرا خواسته شد که شریعت را رعایت کنند. در حالی که طالبان همواره از علاقه خود به “روابط قوی و سالم با همسایگان و همه کشورهای دیگر مبتنی بر احترام و تعامل متقابل” صحبت می کنند، اعلام کرده اند که احترام دولت طالبان به قوانین و معاهدات بین المللی مشروط به این واقعیت است که “این قوانین بین المللی در تطابق با شریعت طالبانی نیستند.”

علاوه بر این، از آنجایی که جنگ طولانی طالبان از طریق چندین گروه در مناطق مختلف کشور انجام شد، ایجاد کنترل متمرکز بر آنها بسیار دشوار شد و بسیاری از این گروه‌ها به گونه‌ای عمل کردند که باعث بدنامی بیشتر دولت شد. وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود درباره مسائل حقوق بشر، قتل های فراقانونی توسط نیروهای امنیتی، ناپدید شدن اجباری، شکنجه، رفتار ظالمانه نیروهای امنیتی، محدودیت های جدی در رسانه ها و آزادی بیان، خشونت علیه روزنامه نگاران، سانسور و غیره را گزارش کرده است. علاوه بر این، بسیاری از گروه‌های تروریستی در داخل کشور فعالیت می‌کنند، از جمله دولت اسلامی خراسان (IS-K)، که آزادانه از مواد منفجره (IED-s) برای کشتن مردم در مساجد، بازارها و سایر مکان‌هایی که دولت طالبان علیه آنها است استفاده می‌کند. به نظر من بیشتر این گونه اقدامات تروریستی علیه مسلمانان شیعه و دیگر گروه های اقلیت در افغانستان انجام می شود. یک “کابوس بشردوستانه”؟ یکی از منابع بحران حاد حقوق بشر در افغانستان، حاکمیت داخلی طالبان است. جدا از تحمل گروه های تروریستی، از طریق بدرفتاری با اقلیت ها و زنان، روزنامه نگاران و رسانه ها، مشکلات حقوق بشری عظیمی را ایجاد کرده است. افرادی که برای دولت قبلی افغانستان و قدرت های خارجی کار می کردند هدف قرار گرفته و کشته شده اند. در حالی که هیچ کشوری هنوز به طور رسمی دولت جدید طالبان را به رسمیت نشناخته است، کشورهایی مانند ایران، پاکستان، روسیه و چین تمایل خود را برای تجارت با آن ابراز کرده اند، مشروط بر اینکه طالبان بتواند دولت خود را «همه شمول» بسازد. منبع دوم بحران بعد خارجی دارد. در حالی که ایالات متحده و کشورهای ناتو صدها هزار افغانی را که با آنها کار می کردند را تخلیه کردند، بسیاری از آنها هنوز کنار گذاشته شده و در افغانستان باقی مانده اند و هیچ برنامه ای مشخصی برای تخلیه آنها وجود ندارد. بنابراین، با ادامه این وضعیت، یک بحران بزرگ پناهندگی ایجاد می شود. ثانیاً، با تغییر رژیم، ایالات متحده دسترسی بانک مرکزی افغانستان به دارایی های دلاری  آن را متوقف کرد و انواع تحریم ها را علیه آن، اعمال کرده است. در حالی که سازمان ملل تمدید ماموریت کمک سازمان ملل متحد به افغانستان را تایید کرده است، آینده این ماموریت نامشخص است زیرا موظف است بر نقض حقوق بشر نظارت کند. با متوقف شدن کمک های خارجی و مسدود شدن دارایی های دلاری آن، جمعیت  این کشور با بحران حاد اقتصادی، غذایی و پزشکی مواجه شده است. سرانجام، جنگ اوکراین ناگهان توجه بین المللی را از بحران افغانستان دور کرد. چشم انداز دریافت کمک از سوی هند، بزرگترین کمک کننده و “شریک توسعه ای و استراتژیک قابل اعتماد افغانستان از جنوب آسیا” نیز قابل تردید است. بین سال های 2001 تا 2021، هند به طور قابل توجهی با افغانستان در بخش های عمرانی و انکشافی، درگیر بود. 3 میلیارد دلار برای کمک های بشردوستانه، توسعه زیرساختی و ظرفیت سازی متعهد شده بود. این امر نیز به درستی توسط جامعه جهانی و افغانستان به رسمیت شناخته شد. با این حال، پس از بازگشت طالبان به قدرت، هند تصمیم گرفت به طور کامل از افغانستان خارج شود و دفاتر دیپلماتیک خود را ببندد و کارکنان خود را از این کشور بازگرداند. اگرچه بازگشت طالبان به قدرت سیاسی از طریق نظامی، دور از انتظار بودو هند کاملاً برای این رویداد آماده نبود. همانطور که مایکل کوگلمن، معاون مدیر برنامه آسیا در مرکز ویلسون مستقر در ایالات متحده اظهار داشت: “هند از نزدیک ترین شریک منطقه ای کابل به یکی از ضعیف ترین بازیگران منطقه در زمینه افغانستان تبدیل شده است.”

با این حال، با شروع بحران انسانی در افغانستان، کمبود شدید مواد غذایی، در دسترس نبودن داروهای ضروری و واکسن‌های کووید-19، هند تصمیم گرفت وارد عمل شود. این کشور به دنبال همکاری پاکستان برای استفاده از مسیر زمینی برای ارسال کامیون‌های گندم و سایر موارد ضروری شد. از آنجایی که شورای امنیت این گونه کمک‌ها را از تحریم‌ها مستثنی کرد و تحت فشار طالبان، پاکستان در نهایت با باز کردن مسیر زمینی به هند موافقت کرد و توانست 4000 تن گندم، نیم میلیون دوز واکسن COVID-19 COVAXIN، 13 تن را به افغانستان تحت تسلط طالبان، ارسال کند. داروهای حیاتی ضروری و لباس زمستانی برای مردم افغانستان

 این محموله ها به آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد، سازمان بهداشت جهانی و برنامه جهانی غذا تحویل داده شد. واقعاً جایی برای جدایی هند از افغانستان وجود ندارد. برای اولین بار از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، هند تیمی را به رهبری یک دیپلمات ارشد “برای نظارت بر عملیات ارسال کمک های بشردوستانه ما به افغانستان” و برای دیدار با اعضای ارشد طالبان اعزام کرده است. اگرچه سخنگوی وزارت امور خارجه از روزنامه نگاران خواست که زیاد آن را انعکاس ندهند، اما این دیدار در واقع توجه بین المللی را به خود جلب کرده است. هند به درستی، مانند بسیاری از کشورهای دیگر، اصرار دارد که دولت طالبان باید «فراگیرتر» باشد. با این حال، به بیان دقیق تر و به عنوان یک نمونه، هند باید سوابق حقوق بشر خود را بهبود بخشد تا بتواند به عنوان یک حامی مهم در تعاملات منطقه ای که تاثیر مستقیم با وضعیت افغانستان و حضور هند در این کشور دارد مبدل شود.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.