واکنش منطقه چه خواهد بود؟

عبدالناصر نورزاد

حضور گروه های تروریستی خارجی در کنار طالبان، همواره موجب نگرانی کشور های همسایه و منطقه بوده است. حد اقل روسیه، هند، چین و ایران به شدت نگران وضعیت افغانستان تحت کنترول طالبان اند، زیرا این کشور ها به خوبی درک کرده اندکه حضور گروه های تروریستی در افغانستان، برای آینده امنیت منطقه، به کلی خطرناک است و می تواند پیامد های بدی برای امنیت منطقه داشته باشد.

این درحالی است که اکثریت این کشور ها قبل از سقوط جمهوریت، با طالبان میانه خوبی داشتند و تلاش می کردند از طریق تعامل تاکتیکی، طالبان را قناعت داده و میزان خطرات ناشی از گسترش تروریزم خارجی را که در کنار تروریزم طالبانی، رو به افزایش بود و عمدتا در شمال افغانستان، ریشه دوانده است، کم بسازند. اما بعداز گذشت بیشتر از یک سال، نتیجه گیری منطقه و همسایه ها این است که امکان قطع ارتباط طالبان با گروه های تروریستی خارجی که بیست سال شانه به شانه در کنار شان در مقابل دولت جمهوری و خارجی ها جنگیدند، وجود ندارد.

به تازه گی محمد رضا بهرامی، سفیر سابق ایران در افغانستان، در تویتی گفته است که طالبان از حضور جنگ جویان خارجی در خاک افغانستان، به عنوان ابزار چانه زنی استفاده می برند. وی با استناد به عدم تغییر موقف طالبان و برخورد این گروه با طالبان پاکستانی، گفته است که : “این هشداری برای همه طرف‌های دیگر است”. این تازه ترین موقف گیری یک مقام ایرانی  است که تجربه طولانی کار در افغانستان را دارد و در نحوه تامین ارتباط با طالبان در زمان حاکمیت جمهوری، نقش مهمی را بازی می کرد. سفیر سابق ایران در کابل می‌گوید اینکه طالبان برخورد با طالبان پاکستانی را تغییر نداده است، این ایده را تایید می‌کند که آنان به گروه‌های افراطی به عنوان ابزاری برای چانه‌زنی خارجی نگاه می‌کنند.

 در ضمن، فهم متعارف این است که طالبان با هوشمندی، درک کرده اند که با کارت گروه های تروریستی خارجی، میتوانند از منطقه و همسایه ها برای بقای حاکمیت خود، امتیاز بگیرند. به همین ملحوظ تا اکنون هیچ گونه اقدامی را در جهت مهار فعالیت این گروه ها انجام نداده اند. مثلا چین از طالبان توقع داشت تا این کشور را از درک خطر امنیتی جنگ جویان ایغور و اعضای جنبش اسلامی ترکستان شرقی، مطمئن سازد. اما طالبان با مدنظرداشت سیاست های خاص خودشان، هنوز هم از کارت ایغور ها در مقابل چین در بازی امتیاز گیری ها، استفاده می کنند و تمایل چندانی برای این کار ندارند. به همین سان، دولت پاکستان نیز از طالبان بعداز به قدرت رسیدن این گروه، انتظار داشت تا رهبران ارشد تحریک طالبان پاکستان را تحویل این کشور دهد. اما طالبان از انجام این کار، سر باز زده اند و کماکان به میزبانی از رهبران این گروه می پردازند. اما چرا طالبان، علی رغم درک خطرات احتمالی میزبانی از گروه های خارجی تروریستی، هم چنان تمایل به تامین ارتباط و میزبانی از این گروه ها را دارند؟

این موضوع در چند نکته قابل تحلیل است:

اول- طالبان می خواهند تا با موجودیت گروه های تروریستی خارجی درافغانستان، همواره این کارت برنده در بازی امتیاز طلبی را در انجام معامله با کشور های خارجی با خود داشته باشند. این کار به طالبان فرصت می دهد تا بیشتر با اتکا به خطر روز افزون تروریستان خارجی، کشور های همسایه و منطقه را وادارند تا در بقای این گروه در حاکمیت سیاسی، کمک مالی و تخنیکی نمایند. زیرا به زعم منطقه و همسایه ها، اگر حاکمیت طالبان نباشد، بدیل آن وجود ندارد و این کار باعث می شود تا تروریستان خارجی بیشتر قوت بگیرند. قوت گیری بیشتر تروریستان خارجی، به معنای به آشوب کشانیدن منطقه است و هزینه های زیادی را برای کشور های همسایه، در بر خواهد  داشت. چیزی که کشور های همسایه بیشتر از آن احتراز می کنند؛

دوم- موجودیت گروه تروریستی خارجی در صفوف صفوف طالبان، موجب تقویت نفرات نظامی این گروه شده و در جنگ های پیشرو می تواند، برای تفوق نظامی این گروه، مفید و موثر واقع شود. پیشتر نیز مقامات امنیتی سابق افغانستان، هشدار داده بودند که یک تعداد بدنه ماشین جنگی طالبان را گروه های تروریستی خارجی شکل میدهند و این گروه تلاش دارد تا آنها را به مناطق شمال افغانستان انتقال داده و برای شان سند هویت افغانستان را تهیه می کنند. طالبان مبتنی بر اصل قاعده بازی، کوشش دارند پیش از اینکه گروهی حاکمیت این گروه را به چالش بکشد، این نیروهارا به عنوان نیروهای ریزرف و آماده برای سناریو های بعدی، در شمال افغانستان داشته باشد. گفته می شود که بیست و یک گروه تروریستی خارجی، همپیمان طالبان در افغانستان اند و در یک ارتباط نزدیک با این گروه ها قرار دارند. حتی گفته های وجود دارد که طالبان از میان این گروه ها، یک تعداد مسئولان ولایت های شمال را نیز تعیین کرده اند.

سوم-  اخیرا روزنامه هیل در مطلبی نوشته است که طالبان ستیزه‌جویان پاکستانی، اوزبیک، تاجیک، اویغور، عرب و بلوچ را وارد ارتش نظامی خود کرده‌اند. این نشریه می‌نویسد که براساس گزارش‌ها، طالبان این جنگجویان خارجی را ثبت نام کرده و برای آنان مجوز اسلحه و اسناد سفر تهیه می‌کنند. این گروه ها که عمدتا در مناطق شمال افغانستان، جابجا شده اند قرار است برای اجندا های آینده، کار گرفته شوند. این اجندا عمدتا برای نا امن سازی، آسیای میانه، مناطق مرزی چین با افغانستان و سرحدات ایران، طراحی شده است.

نگاه منطقه به این وضعیت

با وجود تلاش های مکرر چینایی ها، ایرانی ها و روس ها برای ایجاد پل تفاهم با طالبان مبنی بر کم ساختن سطح تهدیدات ستیزه جویان خارجی، به نظر می رسد که این گروه، کماکان به ایجاد روابط مستحکم فکری با گروه های تروریستی خارجی برای تقویت بنیاد های نظامی و جنگی خود استفاده می کند. تا از این طریق هم در میدان جنگ افغانستان بر ضد مخالفان خود از آن ها استفاده کنند و هم موقف برتر در امتیاز گیری از کشور های همسایه را داشته باشند. معلوم می شود که اجماع مورد نظر در مورد ماهیت طالبان و وجود خطرات احتمالی تروریسم منطقه ای، کم کم شکل می گیرد و امکان دارد این اجماع موجب تقویت جبهات ضد طالبان شود. زیرا کشور های همسایه برای حفظ منافع خود، ترجیح می دهند بازی گران داخلی جدا از طالبان داخل تعامل شده و از وقوع طوفان تروریسم منطقه ای که قرار است امنیت تمام منطقه را به چالش بکشد، پیشگیری کنند. به همین ملحوظ تاکید منطقه و قدرت های بزرگ در ماحول افغانستان، بر شکل گیری یک حکومت فراگیر خارج از قاعده طالبانی است تا انحصار کلی طالبان بر افغانستان را محدود سازند. به همین دلیل، ارتباط روس ها، ایرانی ها و چینایی ها با نیروهای ضد طالبان، افزایش یافته که قرار است این افزایش تماس، منجر به تغییر قاعده بازی شود.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *