ولید عبدالحی

غرب آسیا از منظر هرگونه نگرش و رویکرد راهبردیِ مطرح در میان رهبران چینی، دارای اهمیت است. برخی استراتژیست‌های چینی معتقدند گریزی از مواجهه آمریکا و چین در شرق آسیا نبوده و به زعم آنها این مواجهه حتمی است. برخی دیگر خواستار اقدام چین در ائتلاف سازی نظامی هستند.

از اواسط دهه ۹۰ قرن گذشته تا کنون، پیوسته از طریق مطالعه کتاب های نخبگان برجسته چینی و افراد نزدیک به دوایر تصمیم سازی در چین، همچنین پیگیری مداوم برخی نشریات و مواضع شورای مرکزی و دفتر سیاسی حزب کمونیست چین همواره ادبیات سیاسی چینی ها را رصد کرده ام چنانکه طی این مدت مراقب افکار و نظریات جریانات غربگرا در چین پیرامون راهبردهای مد نظر ایشان هم بوده ام.

یک جریان فکری در چین به رهبری وانگ جیسی wang jisi (استاد دانشگاه پکن که بیشترین اهمیت را در میان پژوهشگران راهبردی در چین دارد) قائل به این است که گریزی از مواجهه آمریکا و چین در شرق آسیا نیست و این مواجهه حتمی است؛ لذا چین ناگزیر است به منظور برقراری موازنه راهبردی در شرق آسیا، متوجه غرب آسیا شود. همین ایده پشتوانه طرح کمربند راه بوده است.

 گرایش فکری وانگ جیسی از جانب برخی دیگر از استراتژیست‌های چینی نظیر یانگ یی Yang Yi به چالش کشیده شده است. یانگ یی نظریه وانگ جیسی را صرفاً در خدمت راهبردی خشکی پایه دانسته و معتقد است اولویت چین باید مبتنی بر راهبردهای دریا پایه و تمرکز بر دو اقیانوس هند و آرام باشد. یانگ یی قائل به لزوم پیگیری همزمان راهبردهای دریا پایه و خشکی پایه از جانب چین است. با این وصف، لزوم توجه چین به غرب آسیا در میان اندیشمندان چینی مشترک است.

آقای یانگ ژیمین Yang Jiemain از افراد اثرگذار بر مراکز تصمیم سازی در چین بر اهمیت و اولویت نقش قدرت اقتصادی در ایجاد تحول بنیانی در تغییر نظام بین المللی از نظام تک قطبی به نظام چند قطبی تأکید کرده است. من قبلاً در پژوهشی به مقایسه دیدگاه «دیوید سینگر» ویانگ ژیمین پرداخته ام و خاطر نشان کرده ام دو دیدگاه یاد شده پیرامون تغییر بنیادی نظام بین‌المللی تا حد زیادی منطبق بر همدیگر است و در هر دو رویکرد، بر اهمیت توجه دولت ها بر پیشبرد برنامه‌های نوسازی تأکید شده است. چنانچه شاهد هستیم چین عمدتاً بخاطر وزن اقتصادی اش در تغییر نظام بین المللی سهیم شده است.

با این حال جریانی قدرتمند به رهبری یان ژوئتونگ Yan Xuetong در مقابل نحله فکری یانگ ژیمین ظاهر شده و تغییر رویکرد چین در پرهیز از ائتلاف سازی را خواستار شده است و مسئولین چینی را تشویق به برقراری اتحاد نظامی با روسیه به منظور رویارویی با دشمنان مشترک می کنند. با پذیرفته شدن اصل ایده ائتلاف سازی از جانب طرف های رسمی در چین، تصمیم سازان چینی برای منطبق ساختن این ایده با اهداف و برنامه های خود درصدد شراکت و نه اتحاد با روسیه برآمده‌اند؛ اتفاقا این رویکرد مشابه با دیدگاه الکساندر دوگین، تئوریسین اوراسیا گرائی در روسیه، نسبت به چین است.

لزوم عقب نشینی چین در پرهیز از ائتلاف سازی، بیشتر از یک دهه است که از جانب دینگلی شن Dingli Shen (اندیشمند با نفوذ در میان نخبگان حاکم چینی) بصورت لزوم احداث پایگاه های نظامی چینی در خارج پیگیری می‌شود؛ ایده ای که سه سال پس از طرح درخواست دینگلی شن بصورت احداث اولین پایگاه نظامی چین در جیبوتی در سال ۲۰۱۵ برآورده شد و این اقدام چین سبب تقویت نظریه وانگ ییژو Wang Yizhou شد که بازنگری چین در مبنای سیاست خارجی عدم مداخله این کشور در خارج را خواستار است. به نظر وانگ ییژو پدیده جهانی شدن باعث در هم تنیدگی منافع و شکل گیری روابط با حاصل جمع غیر صفر در روابط بین‌الملل می شود. چنین شرایطی، دخالت برای مقابله با عوارض جهانی شدن را اجتناب ناپذیر می کند و دیگر نمی توان سیاست عدم مداخله را پیگیری کرد.

چنین نگرش هایی در هیأت حاکمه چین گویای آن است که نظامی گری در غرب آسیا ادامه خواهد یافت و گریزی از بررسی علمی چگونگی کنار آمدن با روند مزبور وجود ندارد.

برای رصد دیدگاه های مطرح در میان تصمیم سازان چینی، توجه پژوهشگران را به اهمیت دو نشریه گلوبال تایمز Global Times و پسیفیک ریویو The Pasific Review از نظر محتوا، نویسنده و سطح بالای ارتباط با تصمیم سازان عالی رتبه چینی جلب می کنم. از کتب غربی نیز نباید غافل شد که با شناخت عمیق از جامعه و حکومت چین پیش بینی های خوبی ارائه کرده‌اند. از آن جمله است: پژوهش دیوید لمپتون David Lampton با عنوان «یک بستر و چند رویا» و پژوهش های دیوید شمبو David Shambaugh مخصوصاً «چین جهانی می شود.»

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *