نویسنده: نوید کمالی

 هم‌زمان با اغتشاشات اخیر ماجرای حمله سایبری به یکی از نهادهای رسانه‌‌ای کشورمان و حواشی پس از آن توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. این دست حملات که در سال‌های اخیر به شکل متعدد به وقوع پیوسته‌اند را می‌توان به عنوان بخشی از پروژه جنگ ترکیبی دشمن علیه ملت ایران یاد کرد که هر چند در ظاهر از راه دور هدایت و اجرا می‌شوند اما بر اساس آمارها و تجربیات جهانی بیش از 60 درصد این‌چنین رخدادهایی اغلب با هدایت و همکاری عناصر داخلی (Insider Threat) صورت می‌گیرد!

در طول تاریخ بهره‌برداری از ظرفیت عناصر نفوذی با هدف جاسوسی و خرابکاری یکی از مهمترین حربه‌های نیمه سخت مورد کشورها علیه یکدیگر بوده است و با مرور تاریخ می‌توان نمونه‌های متعددی را در این رابطه مثال زد که یک نمونه معروف آن ماجرای نفوذ «الی کوهن» جاسوسی اسرائیلی به رده‌های بالای حکومتی نظام وقت سوریه در دهه 60 میلادی است. این جاسوسی اسرائیلی از طریق معرفی خود به عنوان یک چهره سوری و انقلابی وطن‌پرست و همچنین اتخاذ مواضع تند ضد صهیونیستی و بیان سخنرانی‌های آتشین در مجلس ملی سوریه توانست در مدت زمان کوتاهی اعتماد مقامات سوری را جلب کند و به یکی از گزینه‌های وزارت دفاع سوریه بدل شود. وی به واسطه این سطح از نفوذ توانست با دسترسی به اطلاعات محرمانه ارتش سوریه و انتقال آنها به موساد ضربات سنگینی را به ملت سوریه تحمیل کند!

بر اساس تجربیات جهانی باید به این نکته توجه داشت که به طور معمول عناصر نفوذی دارای دو ماموریت اصلی هستند 1. جمع آوری اطلاعات (جاسوسی) 2. خرابکاری.

خرابکاری را می‌توان عملی عمدی در نظر گرفت که هدف از آن تضعیف یک حکومت یا یک گروه یا شرکت از راه براندازی، انسداد، اختلال یا تخریب است. همانگونه که مشخص است افراد نفوذی با هدف افزایش فرصت در دسترس خود برای جاسوسی و تحمیل اخلال بیشتر در سیستم هدف به طور معمول در پنهان کردن هویت و نیت واقعی خود سعی دارند و خود را به عنوان عنصری همسو و وفادار معرفی کند و حتی برجسته می‌کنند، به عبارت بهتر نفوذی‌ها با درک نظام ارزشی و فرهنگی مطلوب هدف، خود را منطبق با آن تنظیم می‌کنند و از این طریق نه تنها از افزایش حساسیت علیه خود مانع می‌شوند بلکه اعتماد هدف را بیش از پیش به خود جلب می‌کنند.

باید به این نکته توجه داشت که در فرهنگ ما کلمات «نفوذی» و «خرابکار» و حتی «جاسوس» به نوبه خود انواع و اقسام تصاویر را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند اما نکته اینجاست که این تصاویر عمدتاً نشات گرفته از فیلم‌های سینمایی و اخبار سیاسی و امنیتی است که در آنها افراد نفوذی و خرابکار دارای چهره‌ها و رفتارهایی نامانوس با ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی جامعه هستند، به همین دلیل نیز افکار عمومی فهم بروز و دقیقی از مفهوم نفوذی، خرابکار و یا حتی جاسوس ندارد که این مسئله خود افزایش آسیب پذیری جامعه ما در مقابل این دست اقدامات طراحی شده از سوی دشمنان کشورمان را موجب می‌شود. 

متاسفانه این نقیصه امنیتی در طول چهار دهه گذشته به واسطه عدم روزآمدسازی شناختی افکار عمومی و حتی مسئولان و کارشناسان امنیتی وجود داشته و بارها کشورمان از جانب عناصر نفوذی اما به ظاهر همسو متحمل خسارت جبران ناپذیری شده است.

نکته جالب توجه اینجاست که دشمنان کشورمان آشکارا نیز پی به این نقیصه و آسیب پذیری برده‌اند و آن را فریاد می‌کنند، به طور مثال در سال 2020 میلادی اندیشکده اسرائیلی «بگین سادات» در مقاله‌ای تحت عنوان «ترور المصری: یکی دیگر از شکست‌های اطلاعاتی ایران» مدعی شد که یکی از دلایل آسیب‌پذیری تاسیسات و سازمان‌های حساس کشورمان در مقابل اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی، تمرکز این سازمان‌ها بر بکارگیری افراد دارای ظواهر ایدئولوژیک و نه دارای تخصص حرفه‌ای است! در واقع این اندیشکده صهیونیستی مدعی شده که تاکید بیش از حد نظام استخدامی و نظارتی کشورمان بر ظواهر فردی موجب شده که افرادی ظاهر الصلاح اما با درون مایه‌ای معاند و ضد انقلاب و حتی سودجو در بدنه و ساختار نهادهای حساس نفوذ کنند که نتیجه آن باز تولید افرادی مانند مسعود کشمیری و یا حتی محمودرضا خاوری در سازمان‌ها و نهادهای حساس کشورمان است.

در هنگام طراحی سازوکارهای امنیتی باید به این نکته توجه داشت که اگر مهاجمی از بیرون قصد ورود به یک ساختار یا سازمان حساس و دارای اهمیت را داشته باشد، باید هزینه و زحمت قابل توجهی را تحمل کند، چراکه عمدتآً سامانه‌های امنیتی و نظارتی متمرکز بر مقابله با ورود مهاجمان خارجی به سازمان هستند، اما همان مهاجم اگر در لباس خودی و ظاهر الصلاح به سازمان وارد شود با کمترین مقاومت و هزینه امکان دستابی به اهدافش را خواهد داشت به همین دلیل نیز عمده سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی به جای صرف وقت و هزینه برای استفاده از مهاجمان خارجی، در پی شناسایی و بکارگیری عوامل داخلی در سازمان‌ها و تاسیسات مورد هدف خود هستند.

پر واضح است که برای مقابله با تهدیدات ناشی از نفوذی نمی‌توان تمام کارکنان را اخراج کرد و یا حتی به شکل محسوس به همه سوء ظن داشت چرا که ایجاد فضای بی اعتمادی در یک سازمان به روحیه کار گروهی کارکنان آسیب وارد می‌کند و عملکرد و بهره‌وری سازمان را تحت تاثیر منفی قرار خواهد داد، از این رو باید سازوکاری هوشمند و خردمندانه برای پیشگیری از تهدیدات ناشی از عوامل داخلی اتخاذ کرد.

‌حال با توجه به اهمیت موضوع و همچنین با نظر به تجربیات جهانی می‌توان پیشنهادهای ذیل را به عنوان راهکارهایی برای مقابله با پدیده نفوذ عناصر نامطلوب و خرابکار در مراکز حساس کشور در نظر گرفت:

1. باز طراحی نظام گزینش و استخدام کشور و بروزرسانی شاخص‌ها و معیارهای ارزیابی افراد با تاکید بر عبور از رویکرد تمرکز بر ظواهر (این مسئله نیازمند ایجاد انعطاف پذیری شناختی نسبت به تهدیدات نوین در سطوح تصمیم‌ساز و سیاست گذار است)؛

2. ترمیم و روزآمدسازی سازوکارهای حفاظتی و امنیتی رایج در کشور از طریق بکارگیری عوامل متخصص و مسلط به دانش روز در مناصب کارشناسی و سیاستگذاری؛

3. ارتقاء و روزآمدسازی آموزش‌ها و مهارت‌های حفاظتی و حراستی آحاد کارشناسان و مدیران سازمان‌ها و نهادهای حساس با تکیه بر دانش روز و تجربیات جهانی؛

4. راه اندازی هئیت‌های اندیشه ورز در حوزه حفاظت و امنیت و بهره برداری از ظرفیت نخبگان و پژوهشگران؛

5. سرمایه گذاری فرهنگی و آموزشی در حوزه آگاهی سازی حفاظتی و امنیتی افکار عمومی و شکل دهی فرهنگ عمومی حفاظت و امنیت در سطح جامعه (به طور مثال تولید فیلم و سریال‌های جذاب با درون مایه مقابله با عوامل نفوذی و خرابکار)؛

6. سرمایه گذاری در حوزه پژوهش و آینده پژوهی در عرصه حفاظت و امنیت با هدف تولید آثار علمی و کاربردی روزآمد.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *